دادگاه خانواده صلاحیت رسیدگی به چه پرونده‌هایی را دارد؟

ماده 4 قانون حمایت خانواده مصوب 1392 رسیدگی به امور و دعاوی در صلاحیت دادگاه خانواده را مشخص کرده است.

به گزارش میزان، دادگاه خانواده یکی از دادگاههای عمومی حقوقی است که صلاحیت اختصاصی برای رسیدگی به دعاوی خاصی را دارد . به موجب ماده واحده قانون اختصاص تعدای از دادگاههای موجود به دادگاههای موضوع اصل 21 قانون اساسی (دادگاه خانواده) مصوب 1376 حداقل یکی از شعب دادگاههای عمومی برای رسیدگی به دعاوی خانواده اختصاص یافته و پس از تخصیص ،آن دادگاههای عمومی دیگر صلاحیت رسیدگی به مربوط به این دادگاهها را نخواهند داشت. /دادخواست/

دادگاه خانواده با حضور رئیس یا دادرس علی‌البدل و قاضی مشاور زن تشکیل می‌گردد. قاضی مشاور باید ظرف سه روز از ختم دادرسی به طور مکتوب و مستدل در مورد موضوع دعوی اظهارنظر و مراتب را در پرونده درج کند. قاضی انشاکننده رأی باید در دادنامه به نظر قاضی مشاور اشاره و چنانچه با نظر وی مخالف باشد با ذکر دلیل نظریه وی را رد کند.

بر اساس ماده 4 قانون حمایت خانواده مصوب 1392 رسیدگی به امور و دعاوی زیر در صلاحیت دادگاه خانواده است:

۱ـ نامزدی و خسارات ناشی از برهم زدن آن

۲ـ نکاح دائم، موقت و اذن در نکاح

۳ـ شروط ضمن عقد نکاح

۴ـ ازدواج مجدد

۵ ـ جهیزیه

۶ ـ مهریه

۷ـ نفقه زوجه و اجرت‌المثل ایام زوجیت

۸ ـ تمکین و نشوز

۹ـ طلاق، رجوع، فسخ و انفساخ نکاح، بذل مدت و انقضای آن

۱۰ـ حضانت و ملاقات طفل

۱۱ـ نسب

۱۲ـ رشد، حجر و رفع آن

۱۳ـ ولایت قهری، قیمومت، امور مربوط به ناظر و امین اموال محجوران و وصایت در امور مربوط به آنان

۱۴ـ نفقه اقارب

۱۵ـ امور راجع به غایب مفقودالاثر

۱۶ـ سرپرستی کودکان بی‌سرپرست

۱۷ـ اهدای جنین

۱۸ـ تغییر جنسیت

مشاوره های حقوقی قبل از ازدواج

مشاوره های حقوقی قبل از ازدواج

*********** بررسی حقوق و تکالیف زوجین ***********

عقد دایم و موقت، خواستگاری و ثبت ازدواج، موانع نکاح، شرایط صحت نکاح، شروط ضمن عقد ازدواج و نحوه تنظیم شروط، وکالت در طلاق، نفقه، مهریه (مهرالمثل، مهرالمسمی، مهرالمتعه)، جهیزیه، تمکین و نشوز، اجرت المثل، انحلال نکاح در عقد دائم (طلاق، فسخ و انفساخ نکاح)، طلاق بائن(خلع و مبارات)، طلاق رجعی، انحلال نکاح در عقد موقت (بذل مدت، انقضای مدت)، عده (عده طلاق، عده وفات، عده فسخ نکاح و…)، تدلیس (فریب در ازدواج)، ازدواج مجدد، ازدواج دختر باکره، وکالت در ازدواج،  حضانت، ولایت، ملاقات فرزند، فرزند خواندگی، نسب (اثبات و نفی نسب)، نکاح و طلاق ایرانیان مقیم خارج از کشور- وضعیت ازدواج اتباع ایران، حقوق و تکالیف زوجین، و …

کلیه مشاوره های حقوقی، فقط و فقط پیش از ازدواج!

مشاوره های حقوقی قبل از ازدواج

تشریفات رسیدگی به دعوای طلاق

یکی از پیچیده‌ترین دعاوی مربوط به مسایل خانواده، دعوای طلاق است. این نوع دعوا در عین حال حاوی بیشترین تشریفات برای صدور رای نهایی است. تشریفات سنگین در نظر گرفته شده برای این نوع از دعوا به دلیل آن است که به راحتی خانواده‌ها گسسته نشوند زیرا برای حفظ کیان خانواده در اسلام بسیار توصیه شده است.

حمایت: طلاق یک امر یک طرفه است یعنی یکی از طرفین با یک اراده توانایی بر هم زدن عقد ازدواج را دارد. به این نوع عمل حقوقی یک سویه، اصطلاحا ایقاع گفته می‌شود با این حال طلاق در قانون مدنی حاوی تشریفاتی است همچنین نیازمند اجرای صیغه مخصوص به خود است.

در صورتی که صیغه مختص به طلاق جاری نشود، از نظر قانون مدنی ایران بلااثر است. در واقع طلاق تنها عمل حقوقی در قانون مدنی است که نیازمند تشریفات است زیرا بقیه اعمال حقوقی به صرف اراده طرفین واقع می‌شوند و تشریفات خاصی ندارد. به اعمال حقوقی که نیازمند تشریفات خاصی جهت تحقق خود نیستند، اعمال حقوقی رضایی گفته می‌شود و طلاق از این دسته نیست. در ادامه در قالب بازخوانی یک پرونده به بررسی موضوع پرداخته‌ایم.

گزارش پرونده

در پرونده حاضر خواهان دعوا، آقای مسعود… دادخواستی منضم به فتوكپي مصدق عقد‌نامه و توافق‌نامه در مورد مسایل مشترک، ممضی به امضای زوجه ارایه و تقاضاي صدور گواهي عدم امكان سازش و طلاق توافقي را کرده است. طرفین در دادخواست و توافق‌نامه اظهار داشته‌اند که «اينجانبان به موجب عقدنامه رسمي، زوجين رسمي همديگر هستیم، ولی به لحاظ عدم تفاهم تحمل تداوم زندگی مشترک را نداشته و از هر جهت با لحاظ شروط مصرح در توافق‌نامه براي جدايي به توافق رسيده‌ايم، به این ترتیب با عنايت به ماده واحده مصوب مجمع تشخيص مصلحت نظام مصوب سال 1371 هر زمان كه دادگاه مقرر دارد، داوران خود را معرفي کرده و تقاضاي صدور گواهي عدم امكان سازش و طلاق توافقي را داريم.» پرونده فوق پس از طی تشریفات قضایی خاص و ثبت شدن، به یکی از شعب از دادگاه‌های خانواده ارجاع می‌شود.

جریان دادرسی در دادگاه خانواده

پرونده پس از ثبت در شعبه دادگاه خانواده تقدیم قاضی دادگاه می‌شود. قاضی دادگاه نیز با ملاحظه محتویات پرونده و کامل بودن آن، دستور تعیین وقت جلسه رسیدگی را به دفتردار خود می‌دهد. در ادامه مدیر دفتر وقتی را تعیین و به طرفین ابلاغ می‌کند و در وقت مقرر جلسه رسیدگی با حضور هر دو طرف دعوا تشكيل می‌شود. خواهان دعوا اظهار مي‌دارد که‌ حدود ده سال است كه با خوانده پرونده، خانم سمیه… ازدواج كرده است و به علت عدم تفاهم تقاضای صدور حکم طلاق را دارد. خوانده دعوا هم تقاضاي طلاق توافقي را دارد. به این ترتیب دادگاه با عنايت به احراز اختلاف زوجين قرار ارجاع امر به داوري را صادر مي‌کند. طرفين دعوا، داوران خويش را معرفي و داوران نظريه خويش را طی لایحه‌ای ارایه و اعلام می‌کنند که سعی آنها در سازش ثمری نداشته است و طرفین حاضر به سازش نیستند.

رای دادگاه

بنابراین دادگاه محترم ختم رسيدگي را اعلام و به شرح زیر مبادرت به صدور رای خود مي‌کند: «در خصوص دادخواست تقدیمی خواهان دعوا مبنی بر صدور گواهی عدم امکان سازش (طلاق توافقی) نظر به این‌که نصایح دادگاه در جهت التیام زوجین و انصراف از طلاق مفید و موثر نبوده و داوران نیز به شرح نظریه تقدیمی عدم توفیق خود را در اصلاح ذات‌البین اعلام و اظهارنظر کرده‌اند که زوجین حاضر به سازش نبوده و بر طلاق و جدایی اصرار دارند و حقوق متقابل به شرح ذیل تراضی کرده‌اند:

زوجه تعداد 300 سکه را در قبال طلاق خلع به زوج بذل کرده و زوج قبول بذل می‌کند و مابقی تعداد 50 عدد سکه به صورت دفعتا واحده و یکجا به زوجه پرداخت می‌شود.

جهیزیه حسب توافق به زوجه پرداخت شود.

زوجه حسب اقرار ادعایی در خصوص نفقه معوقه و اجرت‌المثل ندارد.

زوجين داراي يك فرزند مشترك هشت ساله هستند كه حسب توافق زوجين در حضانت زوج قرار مي‌گيرد و ملاقات زوجه با فرزند مشترك به صورت توافقي در مكان و زمان مناسب صورت می‌گیرد.

زوجه حسب اقرار و گواهی پزشک باردار نیست

به این ترتیب دادگاه با احراز رابطه زوجیت آنان به موجب مستندات پیوست دادخواست با رعایت ماده واحده قانون اصلاح پاره‌ای از مقررات طلاق مصوب مجمع تشخیص مصلحت نظام، گواهی عدم امکان سازش بين خواهان و خوانده را صادر و به آنها اجازه داده مي‌شود كه به يكي از دفاتر رسمي طلاق مراجعه کنند و با شرايط فوق اقدام به اجرا و ثبت واقعه طلاق بکنند. در ضمن طرفین ضمن عقد خارج لازم به یکدیگر وکالت بلاعزل دادند، در صورت عدم مراجعه هر یک جهت اجرای صیغه طلاق و ثبت آن، طرف مقابل اقدام کند. رای صادره با توجه به اين‌كه زوجين حق تجديدنظرخواهي خود را اسقاط کرده‌اند، قطعی و حضوری است.»

تحلیل پرونده:

با بررسی پرونده مراتب ذیل حایز اهمیت است:

1- واژه خلع به معنای جدا کردن و کندن است. طلاق خلع در ماده 1146 قانون مدنی تعریف شده است. طلاق خلع مبتنی بر دو عنصر است: الف- کراهت داشتن زن از شوهر ب- دادن مالی از سوی زن به مرد در مقابل انجام طلاق که آن را «فدیه» گویند و مال اعم است از اینکه عین مهر یا معادل آن و یا بیشتر و یا کمتر از مهر باشد. بنابراین در پرونده مطروحه زوجه مقداری از مهریه و نفقه ایام گذشته خویش در مقابل طلاق به زوج بذل و بخشش کرده و زوج نیز ضمن قبول بذل و بخشش با طلاق زوجه موافقت کرده است بنابراین طلاق خلع واقع شده است.

2- دادگاه طبق قوانین و مقررات پس از احراز اختلاف امر را به داوری ارجاع کرده است. آنچه مبنای ارجاع به داوری است، سعی در سازش بین طرفین است، ولی امروزه این امر صوری انجام می‌شود و داوران در اکثر موارد بدون اقدامی برای سازش، صرفا به دلیل تبعیت از قانون معرفی می‌شوند که این امر در این پرونده نیز مشهود است. این نحوه داوری صرفا باعث اطاله دادرسی است. بر این اساس رویه برخی از دادگاه‌ها با توجه به رسیدگی در جلسه فوق‌العاده و اخذ نظریه داوران در همان روز، هرچند خلاف مبنای ارجاع به داوری است، با توجه به مقتضیات زمانی و لزوم احترام به آزادی اراده افراد امری مورد تایید است و لزوم قانونگذاری برای برداشتن این مرحله در طلاق توافقی محسوس است.

3- رای دادگاه مستندا به مقررات آیین دادرسی مدنی قطعی و حضوری است، زیرا طرفین حق تجدیدنظر را ساقط کرده‌اند و از آنجا که طرفین در جلسه حضور داشته‌اند، رای دادگاه حضوری است.

4- در قانون جدید حمایت خانواده اشاره شده است که تحقق طلاق منوط به این است که تمامی مسایل مالی ناشی از عقد ازدواج روشن شود. این مسایل مالی شامل جهیزیه، مهریه، شیربها و امثال آن می‌شود. اصولا در عقد ازدواج کلیه تکالیف مالی بر عهده مرد قرار می‌گیرد بنابراین تا زمانی که شوهر تکلیف پرداخت مهریه و سایر مسایل مالی ناشی از عقد ازدواج خود را مشخص نکرده باشد، طلاقی جاری نخواهد شد.

در تحلیل کلی پرونده می‌توان گفت که قاضي محترم با در نظر گرفتن مراتب فوق، راي صادر كرده و این رای موافق و مطابق مقررات است.

ضمانت اجرای خودداری مرد از پرداخت نفقه

از جمله مسائلی که این روزها امکان دارد مبتلابه برخی زوجین باشد، موضوع نفقه است. نفقه عبارت است از همه نیازهای متعارف و متناسب با وضعیت زن از قبیل مسکن، البسه، غـذا، اثاث منزل، هزینه‌های درمانی و بهداشتی و نیز خادم در صورت عادت یا احتیاج به واسطه نقصان یا مرض که شوهر مکلف است همه آنها را متناسب با وضعیت خانوادگی و اجتماعی زن فراهم کرده و در اختیار او قرار دهد.

تسنیم: تنها در ازدواج دایم نفقه زن بر عهده شوهر است اما در نکاح منقطع، شوهر ملزم به پرداخت نفقه نیست؛ مگر اینکه در عقد شرط شده باشد. زن هنگامی می‌تواند نفقه مطالبه کند که از شوهر خود تمکین کرده باشد. به ابزاری که برای وادار کردن مرد برای انجام تکلیف خود به وجود آمده است، ضمانت‌اجرا می‌گویند.

دو نوع ضمانت اجرا برای خودداری مرد از پرداخت نفقه وجود دارد؛ نخست ضمانت اجرای حقوقی است که در این صورت، هرگاه با وجود تمکین زن، شوهر از پرداخت نفقـه خودداری کند، زن می‌تواند با طرح دعوی حقوقی، محکومیت او را به پرداخت نفقه از دادگاه بخواهد؛ در این صورت، دادگاه حکم به پرداخت نفقه خواهد داد. اگر دادگاه حکم به پرداخت نفقه صادر کند و مرد واقعاً از پرداخت آن ناتوان باشد، زن این حق را دارد که در صورت تمایل، تقاضای طلاق کند.

دوم ضمانت اجرای جزایی است؛ بر این اساس باید گفت از آنجایی که نپرداختن نفقه در قانون ایران جرم محسوب می‌شود، زن می‌تواند با مراجعه به دادسرای عمومی، تعقیب جزایی شوهر را بخواهد که در این صورت با اثبات عدم پرداخت نفقه، مرد علاوه بر پرداخت نفقه به مجازات مقرر در قانون نیز محکوم خواهد شد.

امکان مطالبه نفقه ایام گذشته توسط زن

از جمله مسائلی که این روزها امکان دارد مبتلابه برخی زوجین باشد، موضوع نفقه است. نفقه عبارت است از همه نیازهای متعارف و متناسب با وضعیت زن از قبیل مسکن، البسه، غـذا، اثاث منزل، هزینه‌های درمانی و بهداشتی و نیز خادم در صورت عادت یا احتیاج به واسطه نقصان یا مرض که شوهر مکلف است همه آنها را متناسب با وضعیت خانوادگی و اجتماعی زن فراهم کرده و در اختیار او قرار دهد.

تسنیم: تنها در ازدواج دایم نفقه زن بر عهده شوهر است اما در نکاح منقطع، شوهر ملزم به پرداخت نفقه نیست؛ مگر اینکه در عقد شرط شده باشد. زن هنگامی می‌تواند نفقه مطالبه کند که از شوهر خود تمکین کرده باشد. به ابزاری که برای وادار کردن مرد برای انجام تکلیف خود به وجود آمده است، ضمانت‌اجرا می‌گویند. دو نوع ضمانت اجرا برای خودداری مرد از پرداخت نفقه وجود دارد؛ نخست ضمانت اجرای حقوقی و دیگری ضمانت اجرای جزایی است

امکان مطالبه نفقه ایام گذشته توسط زن

زن می‌تواند نفقه ایام گذشته خود را نیز مطالبه کند؛ این در حالی است که در مورد فرزندان مشترک الزام مرد به پرداخت نفقه از تاریخ تقدیم دادخواست امکان‌پذیر است. به این معنا که فرزندان نمی‌توانند مدعی عدم پرداخت نفقه در گذشته شوند.همچنین قانون، حقوقی را برای زنانی که همسرانشان فوت می‌کنند، در نظر گرفته است. تا سال 1381 هرگاه عقد ازدواج به دلیل فوت شوهر منحل می‌شد، در عین حال که زن مکلف بود (4 ماه و 10 روز) عدّه نگاه دارد و نمی‌توانست نفقه مطالبه کند اما با اصلاح ماده 1110 قانون مدنی، زن می‌تواند در ایام عدّه نفقه خود را مطالبه کند.

اسناد ازدواج نیازمند بازنگری جدی است

سایت الف : بخشی از مواردی که به نظر می رسد باید چه از لحاظ شکلی و چه از لحاظ محتوایی در این شروط از پیش تعیین شده مورد توجه قرار گیرد.

۱– مهمترین نکته پاسخ به این سوال است که این شروط در چه زمانی و بر اساس چه مصالحی و بر مبتای کدام مقتضیات اجتماعی و فرهنگی تعیین شده اند؟ آیا پس از گذشت چند دهه و بروز تغییرات چشمگیر در عرصه فرهنگ و سبک زندگی، خصوصا در رابطه با ازدواج و معضلات عدیده موجود، هنوز ساختار شکلی و محتوایی این شروط با مصالح جامعه همسوئی دارند؟

۲ – در اولین شرط آمده است که، چنانچه مرد درخواست طلاق نماید و این درخواست ناشی از تخلفات زن از وظایف همسرداری و سوء رفتار وی نباشد، مرد موظف خواهد شد که نیمی از دارائی خود را که در زمان زوجیت بدست آورده است به صورت بلاعوض به زن بدهد. آنچه که در قوانین جاری عموما به عنوان وظایف همسری زن شناخته می شود، همان تمکین خاص و عام زن از شوهرش است. اما نگاهی گذرا به پرونده های حقوقی الزام به تمکین زن، کاملا بیانگر آن است که بررسی تمکین و یا عدم تمکین خاص زن از مرد جز در مواردی نادر اصلا مورد بررسی قرار نمیگرد. چرا که تقریبا قابل اثبات و یا انکار نیست. اگرچه بیان میشود که زمان های معینی به کمک پزشکی قانونی قابل بررسی است، اما در عمل (جز در موارد خاص) با این حجم پرونده های موجود اصلا بررسی نمی شود.

و اما تمکین عام. به عنوان نمونه ای از مصادیق آن، فرض کنید مردی از همسرش شاکی باشد که همسرش بدون اجازه او از منزل خارج شده است و از دادگاه بخواهد که او را ملزم به تمکین از شوهرش نماید. آیا چنین درخواستی در جامعه امروزی و با فرهنگ رایج بین جوانان امروزی، عجیب نیست؟ مرد چگونه باید ثابت کند که همسرش بدون اجازه او از منزل خارج شده است؟ اگر مردی مدعی شود که فضای کاری همسرش موجب ارتباط مستمر او با نامحرم شده و از دادگاه بخواهد که زن را ملزم به اطاعت از شوهر نماید و مانع سرکار رفتن زن شود، قاضی چگونه آن را بررسی مب کند؟ مرد چگونه باید ثایت کند که ارتباط مستمر همسرش با نامحرم موجب فروپاشی خانواده اش شده است؟ دید عمومی دادگاه های حقوقی خانواده نسبت به چنین ادعاهایی چیست؟ ادله مرد برای اثبات ادعایش آیا در عمل هم قابل ارائه است؟ و دفاعیات زن در این موارد که مثلا او به هزار و یک دلیل کاملا عرفی و رایج امروزی از منزل خارج شده و در این موارد نیازی یه اجازه شوهر ندارد و یا اینکه اقتضای محیط کارش اینگونه است، چگونه در دادگاه مورد توجه قرار می گیرد؟ و نظر و فهم و سلیقه شخصی قضات در اینگونه موارد چقدر در رای نهایی موثر است؟

به عبارت دیگر در حال حاضر بررسی و تشخیص تخطی زن از وظایف همسرداری امری بسیار مشکل است و این پیچیدگی در رابطه با تشخیص سوء رفتار زن بسی مشکلتر و ناممکن تر می نماید. نتیجه آنکه چنانچه درخواست طلاق از طرف مرد باشد، او باید یپذیرد که نیمی از اموالش را که در زمان زوجیت بدست آورده است به زن بدهد. ( مگر در موارد خاصی که تخطی و یا سوء رفتار زن بسار فاحش باشد)

۳ – یکی از شروط آن است که چنانچه مرد، زندگی را بدون عذر موجه ترک کند ( که تشخیص ترک زندگی و موجه بودن آن بر عهده دادگاه است) زن می تواند خود را مطلقه نماید. حال اگر زن، زندگی را بدون عذر موجه مختل نماید و یا ترک کند و مرد تقاضای طلاق نماید چه اتفاقی می افتد؟

در بهترین حالت اگر مرد بتواند عدم تمکین زن را اثبات کند، تنها از پرداخت نفقه زن معاف خواهد شد. اما تکلیف مهریه چه می شود؟ دختر جوانی به دلیل غیر موجهی بعد از مدت کوتاهی پس از ازدواج زندگی را ترک و یا مختل می نماید، مرد ناچار است برای طلاق و رهایی از این زندگی تمام مهریه را پرداخت نماید. در این موارد معمولا مرد بارها دادخواست الزام به تمکبن می دهد ( نه برای آنکه بخواهد زندگیش را ادامه بدهد بلکه برای به زانو درآوردن زن که حداقل بخشی از مهریه را ببخشد) و این طاقت و سرسختی زن و مرد است که تعیین کننده نهایی است.

به نظر می رسد اضافه نمودن شرطی که زن را در صورت اثبات عدم تمکینش ( با تشخیص دادگاه) از مهریه و یا بخشی از آن محروم نماید، مانعی باشد از بروز چنین ناهنجاری رایجی که در بین زوج های جوان بسیار شایع است.

۴- درخواست و طلب مهریه در اول زندگی ( قبل یا بعد از عروسی) یکی دیگر از موارد شایعی است که پرونده های زیادی را به خود اختصاص داده است. اگرچه مهریه حق قانونی و شرعی زن است و در اسناد ازدواج بر عندامطالبه بودن آنهم تاکید شده است، اما به راستی درخواست مهریه توسط زوجه آن هم در ابتدای زندگی چه مفهومی دارد؟ آیا استفاده از این حق شرعی مستمسکی نشده است برای تشکیل پرونده های متعددی که رد پای خواسته های شیطانی و هوای نفس بعضی از دختران جوان بی تعهد و بی مسئولیت نسبت به زندگی درآن ها به خوبی مشهود است؟ اینکه تعیین و ثیت مهریه هایی که در توان پرداخت مرد نمی باشد ( آنهم به صورت عندالمطالبه) از نظر شرعی چه حکمی دارد، در این مجال نمی گنجد، اما به راحتی می توان با اضافه نمودن شرط زمانی برای درخواست مهریه، این مسئله را به راحتی حل کرد.

به عنوان مثال، اگر پرداخت مهریه به صورت عندالاستطاعه تعیین نشده بود، درخواست مهریه توسط زن حداقل پس از گذشت ۵ سال از زندگی مشترک امکان پذیر باشد. و یا اینکه درخواست مهریه توسط زن به صورت یکجا امکانپذیر نباشد، بلکه بر اساس توافقی، زمانبندی مشخصی داشته باشد. این ها تنها چند نمونه از مواردی بود که در رابطه با شروط ضمن عقد، فقط از جهت تاکید بر نیاز به بازنگری جدی آنها، مورد اشاره قرار گرفت.

هفت حقیقت علمی در مورد جدایی

هنگامی که عشق به بیراهه می‌رود پس‌لرزه‌های جدایی می‌تواند باعث فروپاشی زندگی افراد شود. دانشمندان اصرار دارند که هر پدیده‌ای را می‌توان از راه علم بررسی کرد و رویدادهای مربوط به زندگی مشترک نیز از این روال مستثنی نیستند. با دانستن این هفت حقیقت علمی در مورد جدایی شاید بتوانید از وقوع آن در زندگی خود پیشگیری کنید و یا راحت‌تر با آن کنار بیایید؛ همراه ما باشید.

جدایی نیز مانند دیگر روابط عاطفی از عوامل درهم تنیده‌ی بسیاری تشکیل شده است. چگونگی پاسخ افراد به این محرک‌ها در وهله‌ی اول به نگرش ما در مورد زندگی مشترک بستگی دارد، این نگرش از شاخص‌های متنوعی مانند رسانه‌ها، فرهنگ، اجتماع و از همه مهمتر تصویری که شخص از زندگی مشترک والدین خود دریافت کرده است، تشکیل می‌شود. در ادامه با حقایقی غم انگیز اما واقعی در مورد جدایی آشنا خواهید شد.

۱. جدایی قابل پیش‌بینی است
بسیاری از افرادی در حالی با فروپاشی زندگی مشترک مواجه می‌شوند که انتظار چنین رویدادی را نداشته‌اند، اما اگر از دوستان و نزدیکان آن‌ها سؤال شود خواهند گفت که دیر یا زود منتظر شنیدن این خبر بوده‌اند. بسیار غم انگیز است که دیگران زودتر از خود فرد از به بن‌بست رسیدن زندگی مشترک آگاه شوند، اما بدتر آن که حتی علم نیز می‌تواند جدایی شما را پیش‌بینی کند. در مطالعه‌ای که در سال ۲۰۱۰ در مجله‌ی روان‌شناسی به چاپ رسیده است از ۲۲۲ داوطلب تقاضا می‌شود نام شرکای زندگی خود را ذکر کرده و سپس دو کلمه که احساس می‌کنند به آن‌ها مربوط می‌شود را در ادامه بیاورند. سپس محققان آزمایشی را بر روی این افراد انجام دادند تا از احساسات درونی افراد پرده بر دارد، حتی احساساتی که برای خود فرد نیز غیر قابل تشخیص است. آن‌ها کلماتی مرتبط با زندگی مشترک را همراه با کلماتی مثبت مانند (هدیه) یا منفی مانند (مرگ) جفت کرده و به داوطلبان دادند و از آن‌ها خواستند تا اگر احساس مثبتی از آن کلمات به ذهنشان آمد دکمه‌ی مثبت و اگر منفی بود دکمه‌ی منفی را فشار دهند.

ایده‌ی پشت این آزمایش این است که اگر داوطلب احساس مثبتی نسبت به کلمه‌ای که در مورد شریک زندگی خود می‌شنود داشته باشد، وقتی آن کلمه با کلمه‌ی مثبت دیگری جفت شده باشد سریعتر دکمه‌ی مثبت را فشار خواهد داد و بالعکس، اگر داوطلب احساس منفی داشته باشد وقتی آن کلمه با کلمه‌ی منفی دیگری جفت می‌شود سریعتر دکمه‌ی منفی را فشار خواهد داد. این آزمایش مشخص کرد افرادی که کلمات مرتبط با شریک زندگیشان را سریعتر به کلماتی منفی پیوند زده‌اند و دکمه‌ی منفی را فشار داده‌اند احتمال جداییشان در یک سال پیش رو بیشتر از افرادی است که کلمات مرتبط با شریک زندگیشان را به کلمات مثبت پیوند زده‌اند. محققان دریافتند که نتیجه‌ی این آزمایش حتی در مورد رضایت از زندگی مشترک و وجود مشکلات زناشویی نیز به خوبی صدق می‌‌کند. این آزمایش نشان می‌دهد اولین لرزه‌های منجر به فروپاشی زندگی مشترک در نگرش افراد به شریک زندگی رخ می‌دهد، حتی اگر خود فرد از این تغییر بی‌خبر باشد یا قادر و مایل به قبول آن نباشد.

۲. جدایی از فروپاشی هویت افراد سرچشمه می‌گیرد
هرچقدر تعهد یک زوج به زندگی مشترک بیشتر باشد، طرز فکر و احساس هرکدام از آن‌ها بیشتر شبیه به شریک زندگیشان خواهد بود. بر طبق تحقیقی که در مجله‌ی بولتن روانشناسی اجتماعی و شخصیت در سال ۲۰۱۰ به چاپ رسید، مجموعه‌ای از مطالعات بر روی نظر سنجی‌ها و خاطرات روزانه نشان دادند که جدایی می‌تواند باعث اختلال در احساسی که فرد از خود دارد نیز بشود. دانشجویان کالج که به تازگی از شریک خود جدا شده بودند بیشتر از کلماتی مانند اشتباه و سردرگم در خاطرات روزانه‌ی خود استفاده می‌کردند. همچنین دانشمندان متوجه شدند که این افراد در زندگی خود اضطراب بیشتری نسبت به افرادی که با شکست رابطه مواجه نشده‌اند دارند. این تحقیق به مدت ۶ ماه و با پرسش‌نامه‌هایی که هر هفته به دانش آموزان داده میشد انجام گرفت، مشخصاً افرادی که کمتر احساس روشنی در مورد خود داشتند، با اضطراب بیشتری پس از جدایی مواجه شده بوند. محققان می‌گویند یافتن شریک زندگی نه تنها به کامل شدن زندگی دو نفر منتهی می‌شود بلکه باعث کامل شدن نیمی از شخصیت آن دو نیز خواهد شد؛ وقتی زندگی مشترکی به پایان می‌رسد، تجربه‌ی جدایی نه تنها دردی است که از دست دادن همسر و تنهایی به زندگی وارد می‌کند، بلکه ناشی از تغییری است که در شخصیت انسان شکل می‌گیرد.

۳. تنهایی می‌تواند مفید باشد
زمانی که محققان از برخی از داوطلبان درخواست کردند در جلساتی فشرده به یادآوری احساسات خود درباره‌ی جدایی بپردازند متوجه شدند که این افراد از لحاظ روحی سریعتر از افرادی که فقط در چند جلسه‌ی کوتاه شرکت کرده بودند بهبودی به دست آوردند. در نگاه اول ممکن است به نظر برسد بارها یادآوری چنین شکستی در تنهایی مضر بوده و به ضربه‌ی بیشتری به روحیه‌ی فرد منتهی شود اما در‌واقع این یادآوری به مرحله‌ای از بازتاب شخصیت درونی منتهی می‌شود که به فرد برای پشت سر گذاشتن آنچه اتفاق افتاده است و بازیابی شخصیت خود کمک می‌کند.

۴. اما نه کناره گیری بیش از حد
فکر کردن در مورد جدایی ممکن است مفید باشد اما نباید به حدی باشد که خودمان را شکنجه بدهیم. تحقیقات نشان می‌دهند که مرور وسواسی خاطرات گذشته در شبکه‌های اجتماعی ایده‌ی خوبی نیست. در مطالعه‌ای که بر روی ۵۰۰ زن در سنین دانشجویی انجام گرفت، محققان متوجه شدند کسانی که زمان بیشتری را صرف چک کردن صفحه‌ی فیسبوک شریک سابق خود می‌کنند بیشتر در معرض پریشانی، منفی بافی و اشتیاق برای بودن با او دچار می‌شوند و همچنین احتمال رشد شخصیت و رسیدن به ثبات در آن‌ها کاهش می‌یابد. البته برای محققان سخت است بگویند رسانه‌های اجتماعی مانند فیسبوک عامل پریشانی و ناراحتی می‌شوند، اما طبق مطالعات منتشر شده در مجله‌ی Cyberpsychology در سال ۲۰۱۲ به اطمینان می‌توان گفت که هیچ نشانه‌ای از کمک به افراد توسط این رسانه‌ها مشاهده نشده است.

همچنین حذف شریک سابق زندگی از لیست دوستان نیز می‌تواند به همان اندازه‌ی تحت نظر داشتن بی اندازه‌ی وی در این شبکه‌های مضر باشد. این مطالعه نشان داد که قطع کامل ارتباط و بستن تمام درها به روی شریک سابق زندگی می‌تواند به جذاب شدن وی و زندگی‌اش، که اکنون در غباری از رمز و راز قرار گرفته است منتهی شود. بنابراین محققان عقیده دارند ملاقات‌های گاه و بی گاه و حتی کسل کننده شریک سابق زندگی نتیجه بهتری به همراه خواهد اشت.

۵. جدایی سخت است
اگر نمی‌توانید به راحتی به جدایی تن در دهید خود را سرزنش نکنید، با توجه به پژوهشی که در سال ۲۰۱۰ در مجله‌ی فیزیولوژی اعصاب به چاپ رسید جدا شدن از یک رابطه‌ی رمانتیک بی‌شباهت به درد ناشی از ترک اعتیاد نیست. در این تحقیق افرادی جمع‌آوری شدند که به تازگی جدا شده اما هنوز نسبت به شریک سابقشان احساس محبت داشتند. محققان این افراد را تحت اسکن مغزی قرار دادند و در حین اسکن عکس‌هایی از شریک سابق زندگی همراه با تصاویری از باقی دوستان و آشنایانشان نشان دادند. اسکن‌ها نشان دادند زمانی که این افراد به تصاویر عشق از دست رفته‌ی خود نگاه می‌کنند منطقه‌ای از مغز به نام Ventral Tegmental که در مغز میانی قرار دارد فعال می‌شود. این قسمت همان منطقه‌ای است که هنگامی که عشق یا انگیزه‌ی زیاد و پاداش در کار باشد فعال می‌شود. مناطق انگیزه و پاداش دیگر از جمله Nucleus Accumbens در جلوی مغز که همگی جزو مناطق اعتیاد محور محسوب می‌شوند نیز فعالیت بیشتری از خود نشان می‌دهند. خبر خوب این است که فعالیت این مناطق با‌گذشت زمان کمرنگ خواهند شد. محققان می‌گویند هر چقدر این فعالیت زیاد باشد و سرسختانه زندگی را درگیر خود کند، در نهایت با‌گذشت زمان فرد به زندگی عادی خود باز خواهد گشت.

۶. بر اساس جنسیت تجربه‌ها متفاوت خواهند بود
هرکسی می‌تواند دل‌شکستگی را تجربه کند اما چگونگی این تجربه‌ی به جنسیت شما وابسته خواهد بود. بر طبق مطالعه‌ای که سال ۲۰۱۵ در مجله‌ی علوم تکاملی رفتاری به چاپ رسید زنان سطح درد عاطفی، اندوه و حتی درد فیزیکی بیشتری را پس از جدایی نسبت به مردان احساس می‌کنند. اگر میزان این ناراحتی را در مقیاس ۱۰ نقطه از درد حساب کنیم، غم و اندوه زنان پس از جدایی ۶.۸۴ امتیاز را به طور متوسط به خود اختصاص خواهد داد در حالی که در مردان این میزان ۶.۵۸ است. بیشتر از پنج هزار نفر از ۹۶ کشور در این مطالعه شرکت کرده‌اند.

۷. ممکن است به آن بدی که فکر می‌کنید هم نباشد
با اینکه جدایی آسان نیست اما اغلب آن را بیش از حد بزرگ می‌کنیم. غالباً مردم پس از جدایی در گفتن احساس خود به دیگران و همچنین به روز رسانی‌ها در شبکه‌های اجتماعی زیاده روی می‌کنند. بر طبق مطالعه‌ای که سال ۲۰۰۸ در مجله‌ی روانشناسی تجربی اجتماعی به چاپ رسید، محققان بر روی ۷۰ فرد تحقیقی طولانی انجام دادند و از آن‌ها خواستند هر هفته به سؤالاتی پاسخ دهند. در برخی از این سؤالات آمده بود که اگر رابطه‌ی فرد ناگهان به پایان برسد انتظار دارد در چه مدت به حالت عادی خود بازگردد و بهبود بیابد. این دانشجویان به طور متوسط انتظار داشتند ۲۰ هفته طول بکشد تا بتوانند به شرایط عادی خود بازگردند؛ در میان این افراد رابطه‌ی ۲۶ نفر در طول مطالعه به جدایی انجامید که به طور متوسط حدود ۱۰ هفته تا بهبودی کامل آن‌ها طول کشید. محققان می‌گویند در‌واقع پریشانی واقعی افراد پس از جدایی بسیار کمتر از چیزی است که فکر می‌کنند. محقق ارشد این پژوهش آقای پل ایستویک از دانشگاه نورث وسترن در باره‌ی علت این رفتار می‌گوید:

هنگامی که پیش‌بینی های خود را از زندگی پس از جدایی شکل می‌دهید، به چیزهای مثبتی که ممکن است به زودی برایتان اتفاق بیفتد فکر نمی‌کنید.