نمونه وصيت عهدي – براي همسر

نمونه وصيت عهدي – براي همسر

نمونه وصيت عهدي – براي همسر

با سپاس و ستايش خداي بزرگ و متعال و درود فراوان بر پيامبر راستين اسلام و خاتم نبوت (ص) و بر حضرت علي ابن ابي طالب عليه السلام و يازده فرزند بزرگوار و با اقرار به تمام ما جاء به النبي صلي الله عليه و آله و سلم به موجب اين وصيت همسرم بانو :                     فرزند آقاي                  را وصي خود قرار داده كه پس از درگذشت اينجانب و تغسيل و تجهيز و تكفين و تدفين پيكره ام در يكي از گورستان ها وفق شئون و اعتبار خانوادگي و برگزاري نماز ليله الدفن و مراسم روز فوت و سوم و هفتم و چهلم و اولين سالگرد وفات نسبت به تصفيه واجبات مالي و تاديه ديون ثابته احتمالي اينجانب امر تصفيه ماترك را عهده دار گردد با قيد اينكه ثلث دارايي اينجانب اعم از اموال منقول و غير منقول در مالكيت همسرم كه در عين حال وصي اينجانب است اينجانب است استقرار يابد و هيچ يك از ورثه را حق ادعا و اعتراض بر آن نبوده و ثلث ما ترك متعلق به همسر موصوفه ام خواهد بود و سپس مابقي ما ترك كما فرض الله بين ورثه تقسيم گردد .

تاريخ                                 امضاء

بررسی امکان تعدیل مهریه

مطابق قانون زن مالک مهر می‌باشد، لذا حق خواهد داشت تا هر زمان مهر را از همسر خود مطالبه نماید. این در حالی است که ممکن است مرد توانایی پرداخت مهریه را نداشته باشد، لذا ناگزیر به تقدیم دادخواست اعسار گردد.

میزان: در حال حاضر و با توجه به مقررات فعلی در چنین شرایطی زن در بعضی موارد مجبور خواهد بود تا با اثبات ملائت مرد، ادعای مرد مبنی بر عدم تمکن مالی را رد نماید. به عبارتی دیگر در مواردی مرد از بار اثبات ادعای خود مبنی بر عدم ملائت و تمکن مالی معاف خواهد بود. بنابراین این زوجه خواهد بود که ملزم می باشد تمکن مالی زوج را اثبات نماید.

اما همیشه اینگونه نیست و زوجه توفیق در اثبات این امر به دست نمی آورد. و یا آنکه فی الواقع مرد تمکن مالی برای پرداخت مهریه همسر خود را دارا نمی باشد. از همین روی همواره امکان مواجهه با حکم اعسار از سوی دادگاه وجود خواهد داشت.

این حکم نیز به یکی از دو حالت ذیل نمودار خواهد شد:

  • حالت اول، مدیون محکوم معسر متمکن از پرداخت بدهی خود به نحو اقساط شناخته می شود.
  • حالت دوم، مدیون محکوم معسر متمکن از پرداخت بدهی خود در مهلت مناسبی می گردد.

اما آنچه که در ادامه بدان خواهیم پرداخت این مطلب خواهد بود که تغییر اتفاقات آینده مانع ایجاد تغییر در حکم نخواهد شد. به عبارتی دیگر تغییر وضعیت مالی امری حدوثی خواهد بود، لذا احوال مالی افراد هر روز ممکن است به گونه ای دیگر رقم خورد. بنابراین ممکن است معسر امروز، فردا از اعسار خارج گردد. پس این تغییر شرایط تاثیر گذاری زیادی خواهد داشت به طوریکه مقدمه ای برای تقدیم دادخواست تعدیل قرار خواهد گرفت.

تعدیل نیز همواره دارای دو جنبه خواهد بود:

  • جنبه اول، جنبه منفی یا همان کاهش مبلغ
  • جنبه دوم، جنبه مثبت یا همان افزایش مبلغ

به طور مثال مرد بعد از صدور حکم اعسارش، صاحب ارثی می گردد، یا حقوق کارمندی اش بیشتر می شود. با این اوصاف وی را دیگر نمی توان معسر به صورت مطلق تلقی نمود. لذا همواره زوجه وی این امکان را خواهد داشت تا تغییر شرایط پرداخت مهریه را از دادگاه بخواهد. دادگاه نیز با درنظر گرفتن اوضاع و احوال مسلم قضیه در راستای صدور حکم به تعدیل از جنبه مثبت آن اقدام خواهد نمود. البته در فرضی که وضعیت مالی زوج معسر به یکباره تغییر کند و بهبود یابد دیگر تقدیم دادخواست تعدیل موضوعیت نخواهد داشت، لذا در این حالت امکان اجرای کامل حکم از آن محل وجود خواهد داشت.

از طرفی دیگر ممکن است که زوج معسر دچار نقصان یا بیماری گردد و تا مدتی قادر به انجام کار نباشد، در این حالت وی می تواند تعدیل مهریه از جنبه منفی آنرا از دادگاه به موجب دادخواست درخواست نماید.

قانونگذار نیز در تبصره دو ماده 11 قانون نحوه اجرای محکومیت های مالی بیان داشته است که محکوم علیه و محکوم له هر دو امکان تقدیم دادخواست تعدیل را خواهند داشت.

مراحل و شرایط و نحوه تقاضای طلاق توافقی

در وقوع طلاق توافقی، همه چیز به توافق زن و شوهر بستگی دارد و معمولا آنها پس از توافق در مسایل مربوط به زندگی مشترک از جمله مهریه، نفقه، جهیزیه و در صورت داشتن فرزند مشترک، حضانت فرزند، به دادگاه خانواده مراجعه و دادخواست صدور گواهی عدم امکان سازش ( طلاق توافقی ) را تنظیم و به دادگاه تسلیم می‌کنند.

حمایت: برای گرفتن طلاق توافقی، زن و شوهر باید به همراه شناسنامه و عقد‌نامه به دادگاه بروند و فرم درخواست را پر و همه موارد و مسایل مانند حضانت فرزند و ملاقات با او و نیز امور مالی مانند مهریه، جهیزیه و نفقه را مشخص کنند. پس از تقدیم دادخواست طبق روال معمول، دادگاه به آنها تکلیف می‌کند که هر یک از زوجین داوری از میان بستگانشان معرفی کند که این داوران باید با زوجین مذاکره کرده و سعی در مصالحه آنها داشته باشند. اگر داوران به نتیجه‌ای نرسیدند، گزارش خود را به دادگاه ارایه می‌دهند و دادگاه نیز بر اساس توافق زوجین گواهی عدم امکان سازش صادر می‌کند و آنها می‌توانند با ارایه گواهی به دفترخانه طلاق، صیغه طلاق را جاری و ثبت کنند.

گواهی عدم امکان سازش به مدت ۳ ماه اعتبار دارد، یعنی اگر زوجین ظرف ۳ ماه آن را اجرا نکردند، دیگر اعتباری ندارد. گفتنی است شوراهای حل اختلاف در خصوص اختلافات خانوادگی با توجه به تقاضای طرفین می‌توانند برای اصلاح ذات‌البین دخالت کنند، در حالی‌ که در طلاق توافقی افراد معمولا پیش از درخواست طلاق صحبت کرده و به توافق رسیده‌اند و اگر باز هم علاقه داشته باشند که جلساتی برای سازش و مذاکره بگذارند بالطبع به شورای حل اختلاف که فرصت دوباره‌ای برای سازش فراهم می‌کند، ارجاع می‌شوند. باید اشاره کرد که برای گرفتن طلاق توافقی زوجین از هم نیازی به شرایط و دلایل محکمه‌پسندی وجود ندارد.

در طلاق توافقی زن و شوهر با توجه به شرایط و وضعیت خانوادگی خود به این نتیجه می‌رسند که دیگر نمی‌توانند با هم زندگی کنند و در مورد جدایی به توافق می‌رسند. بنابراین به طور مشترک در دادگاه خانواده حاضر می‌شوند و صدور گواهی عدم امکان سازش برای اجرای صیغه‌ طلاق توافقی را درخواست می‌کنند. تمام شرایط مالی و غیرمالی مربوط به عقد نیز با توجه به توافق زوجین منظور می‌شود.

 مشکلات طلاق توافقی 

معمولا پس از صدور حكم طلاق توافقی، شوهر هیچ اجباری برای آمدن به محضر ندارد و چون این طلاق با توافق طرفین صورت می‌گیرد، به لحاظ قانونی رفتن به محضر هم باید با توافق طرفین باشد و نمی‌شود توافق طرفین را با الزام همراه كرد، بنابراین برای حل این مشكل شاید بهترین راهكار این باشد كه طرفین الزام رفتن به محضر را نیز جزیی از تعهدات خود در دادخواست ذكر كنند تا در نهایت در حكم دادگاه منعكس شود. در این صورت می‌توان الزام شوهر را به آنچه خود تعهد داده است، از دادگاه درخواست كرد.

  مزایای طلاق توافقی

1- عدم تشكیل پرونده‌های متعدد در دادگستری.

2- جلوگیری از رجوع مكرر زوجین به محل دادگستری.

3- دخالت طرفین در طلاق و صدور گواهی‌ عدم امکان سازش.

 4- كوتاه بودن زمان صدور گواهی مربوط برای جواز اجرای طلاق.

5- مدت‌دار بودن این گواهی در عرض 3 ماه كه سبب حفظ دوام عقد نكاح است. در حالی‌ كه در حكم طلاق، كه بدون مدت اجرایی است، هر لحظه دوام زندگی تهدید می‌شود.

6- درگیری كمتر و كاهش تنش بین خانواده‌های زوجین.

7- احتمال رجوع بیشتر زوجین در آینده به یكدیگر و تشكیل مجدد زندگی مشترك به دلیل مورد ششم.

8- كاهش استرس فرزندان.

 رویه دادگاه خانواده در مورد طلاق توافقی

در طلاق توافقی زوجین هر دو متقاضی طلاق بوده و در تمامی امور با یکدیگر توافق کرده‌اند که باید با مراجعه شخصی به دادگاه خانواده یا توسط وكیل خانواده خود، اعلام توافق خود را در اموری همچون وصول یا بذل مهریه، نفقه ایام عده، حضانت فرزند بعد از طلاق، ملاقات فرزند، شیوه استرداد جهیزیه و سایر حقوق دوران زوجیت را کتبا نوشته و به دادگاه جهت ضبط در پرونده تقدیم کنند.

برای اجرا شدن طلاق، اخذ گواهی عدم امکان سازش الزامی است، ضمن اینکه دادگاه پس از بررسی موضوع، مساله را به داوری ارجاع می‌دهد و پس از کسب نظر داوران مبادرت به صدور حکم می‌کند.

دادگاه به زوجین اعلام می‌کند که داورانی از بین بستگان یا آشنایان مورد اعتماد خویش تعیین و به دادگاه معرفی کنند. چنانچه زوجین نخواهند یا نتوانند داوری معرفی کنند، دادگاه راسا مبادرت به انتخاب داور می‌کند. داوران منتخب یا منصوب از ناحیه دادگاه باید مسلمان، متاهل، معتمد، دارای حسن شهرت و حداقل دارای 40 سال تمام بوده و تا حدودی با وضعیت روحی زوجین آشنا باشند (یا بعد از نصب در جریان زندگی و اختلاف آنان قرار گیرند.) داوران سعی در ایجاد سازش میان زوجین می‌کنند و چنانچه موفق به این کار نشوند، با اعلام مراتب به دادگاه خانواده، دادگاه مذکور درخواست گواهی عدم امکان سازش صادر می‌کند تا با مراجعه به یکی از دفاتر ثبت طلاق، حکم صادره اجرا، صیغه طلاق جاری و وارد شناسنامه زوجین شود.

دادگاه در هنگام صدور گواهی عدم امکان سازش باید اطمینان حاصل کند که زوجه باردار نیست و رویه قضایی در این مورد آن است که زوجه برای معاینه و صدور گواهی به پزشک مورد اعتماد (معمولا پزشکی قانونی) معرفی می‌شود یا آن که دادگاه بر مبنای اقرار زوجه به باردار نبودن مراتب را گواهی می‌کند. مدت اعتبار گواهی عدم امکان سازش سه ماه از تاریخ صدور است و اگر تا پایان آن مدت، طرفین یا یکی از آنها برای ثبت به دفترخانه مراجعه نکند، گواهی مذکور از درجه اعتبار ساقط است. ماده 1129 قانون مدنی می‌گوید: در صورت استنکاف شوهر از پرداخت نفقه و عدم امکان اجرای حكم محكمه و الزام او به دادن نفقه، زن می‌تواند برای طلاق به حاكم رجوع كند و حاكم شوهر را اجبار به طلاق می‌کند همچنین است در صورت عجز شوهر از دادن نفقه.

منظور قانونگذار از اجبار طرفین به مراجعه به دادگاه، تعیین داور و سرانجام تعیین مدت معین برای حل و فصل اختلافات، به ظاهر آن است که شاید طی این دوران زن و شوهر پشیمان شده و به زندگی مشترک خود بازگردند. از سوی دیگر، گفته می‌شود که به این ترتیب از اختیارات مرد برای استفاده از حق یک طرفه طلاق کاسته می‌شود.

حال اگر مردی با وجود صدور حکم عدم امکان سازش به دفترخانه مراجعه نکند، زن حق دارد به دفترخانه برود و دفترخانه موظف است احضاریه‌ای برای شوهر بفرستند و اگر شوهر حضور پیدا نکرد، زن باید برای گرفتن وکالت در توکیل به دادگاه مراجعه کند. (وکالت در توکیل در اینجا بدین معنا است که قاضی با انتقال این وکالت به زن به او حق می‌دهد به جای شوهر نسبت به طلاق خود اقدام کند. چون در قانون طلاق‌دهنده مرد است، زن بدین ترتیب می‌تواند به وکالت از شوهر این کار را انجام بدهد.)

با درخواست زن دادگاه می‌تواند همان موقع حکم عدم امکان سازش را صادر کند و به او وکالت در توکیل بدهد تا با مراجعه به دفترخانه و ارایه حکم عدم امکان سازش و وکالت‌نامه فوق‌الذکر، خود را طلاق دهد. حال اگر زن از رفتن به دفترخانه خودداری کند، مرد شخصا با مراجعه به آنجا و ارایه گواهی عدم امکان سازش می‌تواند صیغه طلاق را جاری کند و دفترخانه موضوع را به زن ابلاغ خواهد کرد.

در صورت مراجعه به وکیل باید این نکته را مد نظر داشت که یک وکیل نمی‌تواند از طرف هر دو نفر یعنی زوج و زوجه، وکالت در طلاق را داشته باشد. اگر زوجه از زوج وکالت در طلاق را داشته باشد وکیل دادگستری، در واقع وکیل با واسطه زوج خواهد بود. بنابراین حضور زوجه در دادگاه و امضای دادخواست و سایر مدارک از سوی او الزامی است. مگر اینکه زوج و زوجه هر کدام به دو نفر وکیل دادگستری برای انجام امور وکالت بدهند که در این صورت نیاز به حضور هیچ یک از زوجین در دادگاه نیست و تمامی اقدامات حتی ثبت و انجام تشریفات طلاق بدون حضور آنها انجام می‌شود.

 تفاوت طلاق توافقی با طلاق خلع و مبارات 

چنانچه زوجین هر دو در مورد طلاق توافق داشته و در مورد نحوه جدایی و پرداخت حقوق زن و فرزندان به تفاهم برسند، طلاق توافقی است. این طلاق برای سرعت بخشیدن به کار کسانی است که با توافق مصّر به طلاق هستند. طلاق خلع و مبارات نیز دو صورت طلاق توافقی است البته اجرای این طلاق نیز همچون دیگر طلاق‌هایی که به درخواست زن و مرد است، منوط به انجام تشریفات در مراجع قضایی و صدور گواهی عدم امکان سازش است. طلاق خلع و مبارات از نوع طلاق بائن است که امکان رجوع در آن وجود ندارد. بر اساس ماده 1146 قانون مدنی، طلاق خلع آن است که زن به واسطه کراهتی که از شوهر دارد، در مقابل مالی که به او می‌دهد، طلاق می‌گیرد، اعم از اینکه مال مزبور عین مهر، معادل آن، یا بیشتر یا کمتر از مهریه باشد. همچنین بر اساس ماده 1147 قانون مدنی، طلاق مبارات آن است که کراهت از سوی طرفین باشد اما در این صورت عوض باید زاید بر میزان مهر نباشد. در واقع در این طلاق هر دو طرف از هم کراهت و تمایل به طلاق دارند اما میزان بخششی که زن به مرد می‌دهد، بیش از مهریه نیست.

از لحاظ ماهیت در طلاق خلع و مبارات مادامی که زن رجوع به عرض نکرده باشد، طلاق بائن است یعنی اگر زن پس از طلاق خواهان مبلغی نباشد که برای گرفتن اجازه طلاق به مرد داده است، طلاق بائن و رجوع ممکن نیست. زن در این نوع طلاق حق گرفتن نفقه ندارد و از شوهرش ارث نمی‌برد اما اگر زن خواهان مهریه‌اش باشد و بخواهد مالش را پس بگیرد، ماهیت طلاق تغییر و تبدیل به طلاق رجعی می‌شود بنابراین امکان رجوع مرد ایجاد شده و زن حق ارث و نفقه را دارد.

اسناد ازدواج نیازمند بازنگری جدی است

سایت الف : بخشی از مواردی که به نظر می رسد باید چه از لحاظ شکلی و چه از لحاظ محتوایی در این شروط از پیش تعیین شده مورد توجه قرار گیرد.

۱– مهمترین نکته پاسخ به این سوال است که این شروط در چه زمانی و بر اساس چه مصالحی و بر مبتای کدام مقتضیات اجتماعی و فرهنگی تعیین شده اند؟ آیا پس از گذشت چند دهه و بروز تغییرات چشمگیر در عرصه فرهنگ و سبک زندگی، خصوصا در رابطه با ازدواج و معضلات عدیده موجود، هنوز ساختار شکلی و محتوایی این شروط با مصالح جامعه همسوئی دارند؟

۲ – در اولین شرط آمده است که، چنانچه مرد درخواست طلاق نماید و این درخواست ناشی از تخلفات زن از وظایف همسرداری و سوء رفتار وی نباشد، مرد موظف خواهد شد که نیمی از دارائی خود را که در زمان زوجیت بدست آورده است به صورت بلاعوض به زن بدهد. آنچه که در قوانین جاری عموما به عنوان وظایف همسری زن شناخته می شود، همان تمکین خاص و عام زن از شوهرش است. اما نگاهی گذرا به پرونده های حقوقی الزام به تمکین زن، کاملا بیانگر آن است که بررسی تمکین و یا عدم تمکین خاص زن از مرد جز در مواردی نادر اصلا مورد بررسی قرار نمیگرد. چرا که تقریبا قابل اثبات و یا انکار نیست. اگرچه بیان میشود که زمان های معینی به کمک پزشکی قانونی قابل بررسی است، اما در عمل (جز در موارد خاص) با این حجم پرونده های موجود اصلا بررسی نمی شود.

و اما تمکین عام. به عنوان نمونه ای از مصادیق آن، فرض کنید مردی از همسرش شاکی باشد که همسرش بدون اجازه او از منزل خارج شده است و از دادگاه بخواهد که او را ملزم به تمکین از شوهرش نماید. آیا چنین درخواستی در جامعه امروزی و با فرهنگ رایج بین جوانان امروزی، عجیب نیست؟ مرد چگونه باید ثابت کند که همسرش بدون اجازه او از منزل خارج شده است؟ اگر مردی مدعی شود که فضای کاری همسرش موجب ارتباط مستمر او با نامحرم شده و از دادگاه بخواهد که زن را ملزم به اطاعت از شوهر نماید و مانع سرکار رفتن زن شود، قاضی چگونه آن را بررسی مب کند؟ مرد چگونه باید ثایت کند که ارتباط مستمر همسرش با نامحرم موجب فروپاشی خانواده اش شده است؟ دید عمومی دادگاه های حقوقی خانواده نسبت به چنین ادعاهایی چیست؟ ادله مرد برای اثبات ادعایش آیا در عمل هم قابل ارائه است؟ و دفاعیات زن در این موارد که مثلا او به هزار و یک دلیل کاملا عرفی و رایج امروزی از منزل خارج شده و در این موارد نیازی یه اجازه شوهر ندارد و یا اینکه اقتضای محیط کارش اینگونه است، چگونه در دادگاه مورد توجه قرار می گیرد؟ و نظر و فهم و سلیقه شخصی قضات در اینگونه موارد چقدر در رای نهایی موثر است؟

به عبارت دیگر در حال حاضر بررسی و تشخیص تخطی زن از وظایف همسرداری امری بسیار مشکل است و این پیچیدگی در رابطه با تشخیص سوء رفتار زن بسی مشکلتر و ناممکن تر می نماید. نتیجه آنکه چنانچه درخواست طلاق از طرف مرد باشد، او باید یپذیرد که نیمی از اموالش را که در زمان زوجیت بدست آورده است به زن بدهد. ( مگر در موارد خاصی که تخطی و یا سوء رفتار زن بسار فاحش باشد)

۳ – یکی از شروط آن است که چنانچه مرد، زندگی را بدون عذر موجه ترک کند ( که تشخیص ترک زندگی و موجه بودن آن بر عهده دادگاه است) زن می تواند خود را مطلقه نماید. حال اگر زن، زندگی را بدون عذر موجه مختل نماید و یا ترک کند و مرد تقاضای طلاق نماید چه اتفاقی می افتد؟

در بهترین حالت اگر مرد بتواند عدم تمکین زن را اثبات کند، تنها از پرداخت نفقه زن معاف خواهد شد. اما تکلیف مهریه چه می شود؟ دختر جوانی به دلیل غیر موجهی بعد از مدت کوتاهی پس از ازدواج زندگی را ترک و یا مختل می نماید، مرد ناچار است برای طلاق و رهایی از این زندگی تمام مهریه را پرداخت نماید. در این موارد معمولا مرد بارها دادخواست الزام به تمکبن می دهد ( نه برای آنکه بخواهد زندگیش را ادامه بدهد بلکه برای به زانو درآوردن زن که حداقل بخشی از مهریه را ببخشد) و این طاقت و سرسختی زن و مرد است که تعیین کننده نهایی است.

به نظر می رسد اضافه نمودن شرطی که زن را در صورت اثبات عدم تمکینش ( با تشخیص دادگاه) از مهریه و یا بخشی از آن محروم نماید، مانعی باشد از بروز چنین ناهنجاری رایجی که در بین زوج های جوان بسیار شایع است.

۴- درخواست و طلب مهریه در اول زندگی ( قبل یا بعد از عروسی) یکی دیگر از موارد شایعی است که پرونده های زیادی را به خود اختصاص داده است. اگرچه مهریه حق قانونی و شرعی زن است و در اسناد ازدواج بر عندامطالبه بودن آنهم تاکید شده است، اما به راستی درخواست مهریه توسط زوجه آن هم در ابتدای زندگی چه مفهومی دارد؟ آیا استفاده از این حق شرعی مستمسکی نشده است برای تشکیل پرونده های متعددی که رد پای خواسته های شیطانی و هوای نفس بعضی از دختران جوان بی تعهد و بی مسئولیت نسبت به زندگی درآن ها به خوبی مشهود است؟ اینکه تعیین و ثیت مهریه هایی که در توان پرداخت مرد نمی باشد ( آنهم به صورت عندالمطالبه) از نظر شرعی چه حکمی دارد، در این مجال نمی گنجد، اما به راحتی می توان با اضافه نمودن شرط زمانی برای درخواست مهریه، این مسئله را به راحتی حل کرد.

به عنوان مثال، اگر پرداخت مهریه به صورت عندالاستطاعه تعیین نشده بود، درخواست مهریه توسط زن حداقل پس از گذشت ۵ سال از زندگی مشترک امکان پذیر باشد. و یا اینکه درخواست مهریه توسط زن به صورت یکجا امکانپذیر نباشد، بلکه بر اساس توافقی، زمانبندی مشخصی داشته باشد. این ها تنها چند نمونه از مواردی بود که در رابطه با شروط ضمن عقد، فقط از جهت تاکید بر نیاز به بازنگری جدی آنها، مورد اشاره قرار گرفت.

سفری که نزدیک بود ۱۳۶۰ سکه خرج بردارد!

زن جوان وقتی متوجه شد همسرش به جای ماموریت کاری همراه دوستانش به مسافرت تفریحی رفته است، برای ادب‌کردن او با مراجعه به دادگاه خانواده مهریه ۱۳۶۰ سکه‌ای خود را مطالبه کرد.

به گزارش جام جم آنلاین، زن جوان در حالی که سعی می‌کند عصبانیت خود را کنترل کند، با مراجعه به دادگاه خانواده تهران به قاضی گفت: همسرم دو ماه پیش با من تماس گرفت و مدعی شد برای ماموریت کاری باید چند روزی را به کیش برود. به دلیل اینکه مدتی بود به مسافرت نرفته بودیم از او خواستم اجازه دهد من هم همراهش بروم اما قبول نکرد. چمدانش را بستم و او شب راهی ماموریت شد. در مدت چهار روزی که در کیش بود، چند بار با او تماس گرفتم که هر دفعه به بهانه اینکه در جلسه است، تلفن را زود قطع می‌کرد. من هم برای اینکه مزاحم کارش نشوم سعی می‌کردم زیاد با او تماس نگیرم.

این زن ادامه داد: ماجرای این ماموریت را فراموش کرده بودم تا اینکه یکی از دوستانش مهمانی گرفت. بعد از شام در حال صحبت بودیم که دوستان شوهرم شروع به تعریف خاطرات سفر به کیش کردند و تازه آنجا متوجه شدم همسرم به من دروغ گفته است. جالب اینجا بود که دوستانش موضوع را به همسران خود گفته بودند و فقط من از ماجرای سفر بی‌خبر بودم. همسرم با این کار آبروی مرا پیش دوستانش برد و من برای تنبیه‌کردن او تصمیم گرفتم مهریه‌ام را مطالبه کنم.

شوهر این زن نیز در دفاع از خود گفت: قبول دارم اشتباه کردم اما همسرم نیز در این ماجرا بی‌تقصیر نیست. اگر به او می‌گفتم قصد دارم با دوستانم به مسافرت بروم، هیچ وقت این اجازه را به من نمی‌داد. به همین خاطر مجبور شدم دروغ بگویم. من از کارم پشیمانم و قول می‌دهم دیگر به همسرم دروغ نگویم و برای جبران اشتباه خود، او را به مسافرت ببرم.

پس از صحبت‌های قاضی شعبه ۲۶۸ دادگاه خانواده با زن جوان، او قبول کرد دست از لجبازی بردارد.

زن به قاضی گفت: این بار همسرم را می‌بخشم اما اگر دوباره دروغ بگوید باید مهریه‌ام را پرداخت کند.

مخالفت با قصاص یک اسیدپاش

پزشکی‌ قانونی اعلام کرد امکان قصاص مردی که روی همسر و مادر همسر سابقش اسید پاشیده، وجود ندارد؛ به همین دلیل دادگاه باید در مورد میزان دیه آسیب‌دیدگان تصمیم‌گیری کند.

شرق نوشت: متهم جوان این پرونده سه سال قبل برای گرفتن انتقام از همسر سابقش دست به این اسیدپاشی هولناک زد و باعث سوختگی شدید همسر و مادر همسرش شد. پلیس زمانی در جریان این حادثه قرار گرفت که از بیمارستانی در استان تهران خبر دادند دو زن که با اسید سوزانده شده‌اند به بیمارستان انتقال یافته‌اند و شدت سوختگی آنها هم شدید ‌است.

مأموران با توجه به حساسیت موضوع بلافاصله به بیمارستان اعزام شدند و از دو قربانی تحقیق کردند. زن جوانی که گفته می‌شد حمله در ابتدا به او صورت گرفته، به پلیس گفت این اسیدپاشی به دست شوهر سابقش انجام شده است. او توضیح داد: «مدتی قبل از شوهرم جدا شدم و از همان زمان هم مورد تهدید قرار می‌گرفتم. او به من گفته ‌بود یک روز تلافی این کار را می‌کند. روز حادثه من برای انجام کاری به شهرداری رفته ‌بودم، شوهر سابقم از پشت‌ سر من را صدا زد و به محض اینکه برگشتم ظرفی را دستش دیدم. از ترس روی زمین نشستم و کیفم را جلوی صورتم گرفتم که همین هم باعث شد صورتم آسیب نبیند اما قسمت‌های دیگر بدنم به‌شدت آسیب دید. مادرم به کمکم آمد که مابقی اسید را روی مادرم ریخت».

مرد جوان با توجه به این شکایت بازداشت شد و ضمن اعتراف به جرمش گفت که قصد داشته با این کار از همسرش انتقام بگیرد. به‌ این‌ترتیب، پرونده تکمیل و برای رسیدگی به دادگاه عمومی فرستاده شد و با توجه به شدت آسیب‌دیدگی دو زن، رأی به پرداخت دیه به متهمان صادر شد اما این حکم مورد اعتراض قرار گرفت و زن جوان اعلام کرد از ابتدا درخواستش قصاص بوده است. به‌ این‌ترتیب رأی صادره نقض و پرونده برای رسیدگی مجدد به شعبه هشتم دادگاه کیفری استان تهران فرستاده‌ شد.

در جلسه رسیدگی به این پرونده، مادر و دختر یک‌ بار دیگر برای متهم درخواست مجازات کردند. همسر سابق متهم وقتی پشت تریبون قرار گرفت، در مورد جزئیات اسیدپاشی و زندگی شخصی‌اش گفت: «من سال‌ها با این مرد زندگی کردم اما به‌دلیل اختلافات شدیدی که با هم داشتیم چند بار تصمیم به جدایی گرفتم. متأسفانه شوهرم معتاد شده‌ بود و همه زندگی ما را خراب کرد. دو بچه داشتیم اما اعتیادش به شیشه باعث شد زندگی ما نابود شود. چندین‌بار امتحان کردم شاید بتوانیم دوباره زندگی را بسازیم اما نشد. در نهایت تصمیم به جدایی گرفتم. روی پای خودم ایستادم و کارگاه خیاطی به راه انداختم و زندگی خودم و بچه‌هایم را از این راه تأمین می‌کردم. البته وقتی می‌خواستم از شوهرم جدا شوم، او راضی نبود اما من حق طلاق را گرفته بودم و از شوهرم جدا شدم. بعد از آن بود که تهدیدهایش شروع شد.

چون اعتیاد داشت دخترهایمان نمی‌خواستند با پدرشان زندگی کنند، به همین دلیل هم شوهرم خیلی من را اذیت می‌کرد. با اینکه زندگی ما را به باد داده‌ بود اما خودش را محق می‌دانست. روز حادثه برای انجام کاری به شهرداری رفته‌ بودیم. نمی‌دانم شوهرم از کجا متوجه شده‌ بود که من آنجا هستم. از پشت‌ سر صدایم کرد و به محض اینکه برگشتم دیدم جسمی در دستش است. بلافاصله روی زمین نشستم و کیفم را جلوی صورتم گرفتم. شوهرم شغلش فنی بود و می‌دانستم مواد لوله بازکنی دم دستش زیاد است، به همین دلیل هم فهمیدم قصدش چیست. نزدیک من شد و اسید را رویم ریخت. جیغ کشیدم. مادرم به کمکم آمد و او هم به شدت سوخت، چون باقیمانده اسید را روی مادرم ریخت در حالی‌که مادرم گناهی نداشت. حالا هم من درخواست قصاص دارم چون او باید بداند با من چه کرده‌ است».

وقتی نوبت به متهم رسید او اتهام را رد کرد و گفت که همسر سابقش دروغ می‌گوید و او اصلا گناهی ندارد. متهم گفت: زنم به خاطر پول من را ترک کرد. او خیلی پول‌پرست است و زندگی ما را خراب کرده و حالا به من تهمت اسیدپاشی می‌زند. من این کار را نکرده‌ام.

گفته‌های متهم در حالی بود که نه تنها ابتدا خودش به اسیدپاشی اعتراف کرده‌ بود بلکه شاهدان نیز تأیید کرده‌اند که اسیدپاشی به دست متهم انجام گرفته ‌است. با این حال با توجه به درخواست قصاص از سوی شاکی، قضات رسیدگی‌کننده پرونده را برای اظهارنظر به پزشکی قانونی ارسال کردند. بعد از بررسی‌های انجام‌گرفته، هیأت پزشکی اعلام کرد که امکان قصاص گوش که شاکی خواسته ‌است وجود ندارد؛ بنابراین شعبه هشتم دادگاه کیفری برای تصمیم‌گیری در این‌باره وارد شور شد.

هفت حقیقت علمی در مورد جدایی

هنگامی که عشق به بیراهه می‌رود پس‌لرزه‌های جدایی می‌تواند باعث فروپاشی زندگی افراد شود. دانشمندان اصرار دارند که هر پدیده‌ای را می‌توان از راه علم بررسی کرد و رویدادهای مربوط به زندگی مشترک نیز از این روال مستثنی نیستند. با دانستن این هفت حقیقت علمی در مورد جدایی شاید بتوانید از وقوع آن در زندگی خود پیشگیری کنید و یا راحت‌تر با آن کنار بیایید؛ همراه ما باشید.

جدایی نیز مانند دیگر روابط عاطفی از عوامل درهم تنیده‌ی بسیاری تشکیل شده است. چگونگی پاسخ افراد به این محرک‌ها در وهله‌ی اول به نگرش ما در مورد زندگی مشترک بستگی دارد، این نگرش از شاخص‌های متنوعی مانند رسانه‌ها، فرهنگ، اجتماع و از همه مهمتر تصویری که شخص از زندگی مشترک والدین خود دریافت کرده است، تشکیل می‌شود. در ادامه با حقایقی غم انگیز اما واقعی در مورد جدایی آشنا خواهید شد.

۱. جدایی قابل پیش‌بینی است
بسیاری از افرادی در حالی با فروپاشی زندگی مشترک مواجه می‌شوند که انتظار چنین رویدادی را نداشته‌اند، اما اگر از دوستان و نزدیکان آن‌ها سؤال شود خواهند گفت که دیر یا زود منتظر شنیدن این خبر بوده‌اند. بسیار غم انگیز است که دیگران زودتر از خود فرد از به بن‌بست رسیدن زندگی مشترک آگاه شوند، اما بدتر آن که حتی علم نیز می‌تواند جدایی شما را پیش‌بینی کند. در مطالعه‌ای که در سال ۲۰۱۰ در مجله‌ی روان‌شناسی به چاپ رسیده است از ۲۲۲ داوطلب تقاضا می‌شود نام شرکای زندگی خود را ذکر کرده و سپس دو کلمه که احساس می‌کنند به آن‌ها مربوط می‌شود را در ادامه بیاورند. سپس محققان آزمایشی را بر روی این افراد انجام دادند تا از احساسات درونی افراد پرده بر دارد، حتی احساساتی که برای خود فرد نیز غیر قابل تشخیص است. آن‌ها کلماتی مرتبط با زندگی مشترک را همراه با کلماتی مثبت مانند (هدیه) یا منفی مانند (مرگ) جفت کرده و به داوطلبان دادند و از آن‌ها خواستند تا اگر احساس مثبتی از آن کلمات به ذهنشان آمد دکمه‌ی مثبت و اگر منفی بود دکمه‌ی منفی را فشار دهند.

ایده‌ی پشت این آزمایش این است که اگر داوطلب احساس مثبتی نسبت به کلمه‌ای که در مورد شریک زندگی خود می‌شنود داشته باشد، وقتی آن کلمه با کلمه‌ی مثبت دیگری جفت شده باشد سریعتر دکمه‌ی مثبت را فشار خواهد داد و بالعکس، اگر داوطلب احساس منفی داشته باشد وقتی آن کلمه با کلمه‌ی منفی دیگری جفت می‌شود سریعتر دکمه‌ی منفی را فشار خواهد داد. این آزمایش مشخص کرد افرادی که کلمات مرتبط با شریک زندگیشان را سریعتر به کلماتی منفی پیوند زده‌اند و دکمه‌ی منفی را فشار داده‌اند احتمال جداییشان در یک سال پیش رو بیشتر از افرادی است که کلمات مرتبط با شریک زندگیشان را به کلمات مثبت پیوند زده‌اند. محققان دریافتند که نتیجه‌ی این آزمایش حتی در مورد رضایت از زندگی مشترک و وجود مشکلات زناشویی نیز به خوبی صدق می‌‌کند. این آزمایش نشان می‌دهد اولین لرزه‌های منجر به فروپاشی زندگی مشترک در نگرش افراد به شریک زندگی رخ می‌دهد، حتی اگر خود فرد از این تغییر بی‌خبر باشد یا قادر و مایل به قبول آن نباشد.

۲. جدایی از فروپاشی هویت افراد سرچشمه می‌گیرد
هرچقدر تعهد یک زوج به زندگی مشترک بیشتر باشد، طرز فکر و احساس هرکدام از آن‌ها بیشتر شبیه به شریک زندگیشان خواهد بود. بر طبق تحقیقی که در مجله‌ی بولتن روانشناسی اجتماعی و شخصیت در سال ۲۰۱۰ به چاپ رسید، مجموعه‌ای از مطالعات بر روی نظر سنجی‌ها و خاطرات روزانه نشان دادند که جدایی می‌تواند باعث اختلال در احساسی که فرد از خود دارد نیز بشود. دانشجویان کالج که به تازگی از شریک خود جدا شده بودند بیشتر از کلماتی مانند اشتباه و سردرگم در خاطرات روزانه‌ی خود استفاده می‌کردند. همچنین دانشمندان متوجه شدند که این افراد در زندگی خود اضطراب بیشتری نسبت به افرادی که با شکست رابطه مواجه نشده‌اند دارند. این تحقیق به مدت ۶ ماه و با پرسش‌نامه‌هایی که هر هفته به دانش آموزان داده میشد انجام گرفت، مشخصاً افرادی که کمتر احساس روشنی در مورد خود داشتند، با اضطراب بیشتری پس از جدایی مواجه شده بوند. محققان می‌گویند یافتن شریک زندگی نه تنها به کامل شدن زندگی دو نفر منتهی می‌شود بلکه باعث کامل شدن نیمی از شخصیت آن دو نیز خواهد شد؛ وقتی زندگی مشترکی به پایان می‌رسد، تجربه‌ی جدایی نه تنها دردی است که از دست دادن همسر و تنهایی به زندگی وارد می‌کند، بلکه ناشی از تغییری است که در شخصیت انسان شکل می‌گیرد.

۳. تنهایی می‌تواند مفید باشد
زمانی که محققان از برخی از داوطلبان درخواست کردند در جلساتی فشرده به یادآوری احساسات خود درباره‌ی جدایی بپردازند متوجه شدند که این افراد از لحاظ روحی سریعتر از افرادی که فقط در چند جلسه‌ی کوتاه شرکت کرده بودند بهبودی به دست آوردند. در نگاه اول ممکن است به نظر برسد بارها یادآوری چنین شکستی در تنهایی مضر بوده و به ضربه‌ی بیشتری به روحیه‌ی فرد منتهی شود اما در‌واقع این یادآوری به مرحله‌ای از بازتاب شخصیت درونی منتهی می‌شود که به فرد برای پشت سر گذاشتن آنچه اتفاق افتاده است و بازیابی شخصیت خود کمک می‌کند.

۴. اما نه کناره گیری بیش از حد
فکر کردن در مورد جدایی ممکن است مفید باشد اما نباید به حدی باشد که خودمان را شکنجه بدهیم. تحقیقات نشان می‌دهند که مرور وسواسی خاطرات گذشته در شبکه‌های اجتماعی ایده‌ی خوبی نیست. در مطالعه‌ای که بر روی ۵۰۰ زن در سنین دانشجویی انجام گرفت، محققان متوجه شدند کسانی که زمان بیشتری را صرف چک کردن صفحه‌ی فیسبوک شریک سابق خود می‌کنند بیشتر در معرض پریشانی، منفی بافی و اشتیاق برای بودن با او دچار می‌شوند و همچنین احتمال رشد شخصیت و رسیدن به ثبات در آن‌ها کاهش می‌یابد. البته برای محققان سخت است بگویند رسانه‌های اجتماعی مانند فیسبوک عامل پریشانی و ناراحتی می‌شوند، اما طبق مطالعات منتشر شده در مجله‌ی Cyberpsychology در سال ۲۰۱۲ به اطمینان می‌توان گفت که هیچ نشانه‌ای از کمک به افراد توسط این رسانه‌ها مشاهده نشده است.

همچنین حذف شریک سابق زندگی از لیست دوستان نیز می‌تواند به همان اندازه‌ی تحت نظر داشتن بی اندازه‌ی وی در این شبکه‌های مضر باشد. این مطالعه نشان داد که قطع کامل ارتباط و بستن تمام درها به روی شریک سابق زندگی می‌تواند به جذاب شدن وی و زندگی‌اش، که اکنون در غباری از رمز و راز قرار گرفته است منتهی شود. بنابراین محققان عقیده دارند ملاقات‌های گاه و بی گاه و حتی کسل کننده شریک سابق زندگی نتیجه بهتری به همراه خواهد اشت.

۵. جدایی سخت است
اگر نمی‌توانید به راحتی به جدایی تن در دهید خود را سرزنش نکنید، با توجه به پژوهشی که در سال ۲۰۱۰ در مجله‌ی فیزیولوژی اعصاب به چاپ رسید جدا شدن از یک رابطه‌ی رمانتیک بی‌شباهت به درد ناشی از ترک اعتیاد نیست. در این تحقیق افرادی جمع‌آوری شدند که به تازگی جدا شده اما هنوز نسبت به شریک سابقشان احساس محبت داشتند. محققان این افراد را تحت اسکن مغزی قرار دادند و در حین اسکن عکس‌هایی از شریک سابق زندگی همراه با تصاویری از باقی دوستان و آشنایانشان نشان دادند. اسکن‌ها نشان دادند زمانی که این افراد به تصاویر عشق از دست رفته‌ی خود نگاه می‌کنند منطقه‌ای از مغز به نام Ventral Tegmental که در مغز میانی قرار دارد فعال می‌شود. این قسمت همان منطقه‌ای است که هنگامی که عشق یا انگیزه‌ی زیاد و پاداش در کار باشد فعال می‌شود. مناطق انگیزه و پاداش دیگر از جمله Nucleus Accumbens در جلوی مغز که همگی جزو مناطق اعتیاد محور محسوب می‌شوند نیز فعالیت بیشتری از خود نشان می‌دهند. خبر خوب این است که فعالیت این مناطق با‌گذشت زمان کمرنگ خواهند شد. محققان می‌گویند هر چقدر این فعالیت زیاد باشد و سرسختانه زندگی را درگیر خود کند، در نهایت با‌گذشت زمان فرد به زندگی عادی خود باز خواهد گشت.

۶. بر اساس جنسیت تجربه‌ها متفاوت خواهند بود
هرکسی می‌تواند دل‌شکستگی را تجربه کند اما چگونگی این تجربه‌ی به جنسیت شما وابسته خواهد بود. بر طبق مطالعه‌ای که سال ۲۰۱۵ در مجله‌ی علوم تکاملی رفتاری به چاپ رسید زنان سطح درد عاطفی، اندوه و حتی درد فیزیکی بیشتری را پس از جدایی نسبت به مردان احساس می‌کنند. اگر میزان این ناراحتی را در مقیاس ۱۰ نقطه از درد حساب کنیم، غم و اندوه زنان پس از جدایی ۶.۸۴ امتیاز را به طور متوسط به خود اختصاص خواهد داد در حالی که در مردان این میزان ۶.۵۸ است. بیشتر از پنج هزار نفر از ۹۶ کشور در این مطالعه شرکت کرده‌اند.

۷. ممکن است به آن بدی که فکر می‌کنید هم نباشد
با اینکه جدایی آسان نیست اما اغلب آن را بیش از حد بزرگ می‌کنیم. غالباً مردم پس از جدایی در گفتن احساس خود به دیگران و همچنین به روز رسانی‌ها در شبکه‌های اجتماعی زیاده روی می‌کنند. بر طبق مطالعه‌ای که سال ۲۰۰۸ در مجله‌ی روانشناسی تجربی اجتماعی به چاپ رسید، محققان بر روی ۷۰ فرد تحقیقی طولانی انجام دادند و از آن‌ها خواستند هر هفته به سؤالاتی پاسخ دهند. در برخی از این سؤالات آمده بود که اگر رابطه‌ی فرد ناگهان به پایان برسد انتظار دارد در چه مدت به حالت عادی خود بازگردد و بهبود بیابد. این دانشجویان به طور متوسط انتظار داشتند ۲۰ هفته طول بکشد تا بتوانند به شرایط عادی خود بازگردند؛ در میان این افراد رابطه‌ی ۲۶ نفر در طول مطالعه به جدایی انجامید که به طور متوسط حدود ۱۰ هفته تا بهبودی کامل آن‌ها طول کشید. محققان می‌گویند در‌واقع پریشانی واقعی افراد پس از جدایی بسیار کمتر از چیزی است که فکر می‌کنند. محقق ارشد این پژوهش آقای پل ایستویک از دانشگاه نورث وسترن در باره‌ی علت این رفتار می‌گوید:

هنگامی که پیش‌بینی های خود را از زندگی پس از جدایی شکل می‌دهید، به چیزهای مثبتی که ممکن است به زودی برایتان اتفاق بیفتد فکر نمی‌کنید.

نحوه محاسبه مهریه به نرخ روز

براساس تبصره الحاقی به ماده 1082 قانون مدنی مصوب 29/4/76 اگر مهریه وجه رایج باشد، نحوه محاسبه مهریه متناسب با تغییر شاخص قیمت سالانه زمان تأدیه نسبت به سال اجرای عقد که توسط بانک مرکزی تعیین میگردد محاسبه و پرداخت خواهد شد. بنابراین نحوه محاسبه مهریه بدین طریق است که متوسط شاخص بها در سال قبل، تقسیم بر متوسط شاخص بها در سال وقوع عقد، ضربدر مهریه مندرج در عقدنامه.

فرمول نحوه محاسبه مهریه به نرخ روز :

مهریه × متوسط شاخص بها در سال وقوع عقد ÷ متوسط شاخص بها در سال قبل از مطالبه

لازم به ذکر این نکته میباشد که مصوبه مطالبه مهریه به نرخ روز، کلیه مهریه های قبل از تصویب این تبصره را نیز در بر می گیرد و در مواردی که مهریه زوجه باید از ترکه زوج متوفی پرداخت شود، تاریخ فوت مبنای محاسبه مهریه خواهد بود.

ماده 1082 قانون مدنی– به مجرد عقد، زن مالک مهر میشود و می تواند هر نوع تصرفی که بخواهد در آن بنماید.

تبصره (الحاقی 29/4/1376) چنانچه مهریه وجه رایج باشد متناسب با تغییر شاخص قیمت سالانه زمان تأدیه نسبت به سال اجرای عقد که توسط بانک مرکزی جمهوری اسلامی ایران تعیین میگردد محاسبه و پرداخت خواد شد مگر این که زوجین در حین اجرای عقد به نحو دیگری تراضی کرده باشند.

مثال: خانمی در سال 1382 مهریه خود را مطالبه می نماید، تاریخ وقوع عقد سال 1360 و میزان مهریه هشتاد هزار تومان میباشد برای تعیین نرخ روز مهریه، شاخص یک سال قبل یعنی سال 81 را که 89/205 میباشد را بر شاخص سال 1360 که 42/4 میباشد تقسیم نموده و حاصل را ضربدر مبلغ هشتاد هزار تومان می نماییم، نرخ به دست آمده مهریه قابل پرداخت میباشد.

سایت قوه قضاییه

همه چیز درباره "تدلیس یا فریب در ازدواج"

همه چیز درباره “تدلیس یا فریب در ازدواج

ماده 1128 قانون مدنی بیـان می دارد: «هرگاه در یکی از طرفین صفت خاصی شرط شده و بعد از عقد معلوم شود که طرف مذکور فاقد وصف مقصود بوده، برای طرف مقابل حق فسخ خواهد بود، خواه وصف مذکور در عقد تصریح شده یا عقد متبایناً بر آن واقع شده باشد.»
به گزارش باشگاه خبرنگاران، فریب در ازدواج (تدلیس) به مفهوم اثبات صفات مطلوب یا رفع عیوب به صورت دروغین، از جمله عوامل فروپاشی نظام خانواده یا تیرگی روابط زوجین است. به این لحاظ زن و مرد از فریب یکدیگر نهی شده اند، علاوه بر آن، فریب دارای پیامدهای حقوقی نیز می باشد. راهی که شارع مقدس برای جبران این ضرر پیش بینی نموده، حق فسخ نکاح است.

نمونه هایی از تدلیس عبارتند از:

ـ مردی که سـواد انـدکی در حد خوانـدن و نوشتـن داشتـه و نیـز به واسـطه سـانحه ای کـه در کـودکی بـرایش اتـفاق افتـاده، گردنـش کج بـوده اسـت، بـه خواستگاری دختـری می رود و در مراسـم خواستگاری خـود را دیپلمه معرفـی می نماید و گردن خود را بسته و وانمود می کند که موقتاً دچارگردن درد شده است، پس از ازدواج همسر او متوجه فریب شوهر شده، به دادگاه مراجعه نموده و تقاضای فسخ نکاح می کند.
– زنی قبلاً ازدواج کرده و شش ماه زندگی زناشوئی داشته است، پس از طلاق، شناسنامه المثنی گرفته و خود را دوشیزه معرفی می نماید، بعد از ازدواج، همسرش متوجه ازدواج قبلی زن می شود.

اما به دلیل آنکه مهریه زن سنگین بوده و شوهر از نظر اقتصادی توان پرداخت آن را نداشته، از طلاق منصرف می شود. اما به دلیل برخورد غیرصادقانه همسرش، خشمگین بوده و بنای ناسازگاری با زن را گذاشته است، زن تحمل نکرده و از دادگاه تقاضای طلاق کرده است.

– دختـری پـس از ازدواج متوجه شـده که همسـرش او را فریـب داده و در خارج از کشور همسر دارد و اکنون مجهول المکان است و مدتی است که نفقه پرداخته نکرده است.

– دختر دارای لکه ای قهوه ای رنگ بر روی پوست پا در پشت زانو است، همسرش بعد از ازدواج از ادامه زندگی با زن منصرف شده است، اما به دلیل مهریه سنگین زن، توان طلاق و پرداخت مهریه را ندارد، به دادگاه مراجعه نموده و ادعای تدلیس زوجه را نموده و عنوان می کند، همسرش دارای نقص زیبایی می باشد و این مطلب را به او نگفته است، بنابراین تقاضای فسخ نکاح دارد.

– مردی که معتاد به مشروب و تریاک بوده، خود را سالم وانمود کرده؛ پس از ازدواج زن متوجه شده و تقاضای جدایی دارد.

– مردی به دادگاه مراجعه کرده و در تقاضای فسخ نکاح ادعا می کند، همسرش ازدواج قبلی خود را از او مخفی داشته است و در شناسنامه المثنی او نیز، اثری از این موضوع نبوده است، زن ادعا می کند که حقیقت را در گفتگوی خصوصی قبل از عقد با همسرش در میان گذارده و شوهر با علم به این موضوع اقدام به ازدواج با او نموده است، از زن دلیل این ادعا خواسته شده و زن قادر به اثبات آن نیست.

به هر حال تدلیس به چیزی اطلاق می شود که سبب ابهام امر بر فرد فریب خورده می گردد.

همچنین موارد دیگری  که فریب در ازدواج محسوب شده و باعث ایجاد حق فسخ میشود:

اگر هر یک عیوب ذیل حین عقد در مرد بوده و زن از آن بی خبر بوده است:

1 – جنون ( دیوانگی)
2 – خصاء ( بیماری جنسی)
3 – عنن به شرط اینکه ولو یکبار عمل زناشویی را انجام نداده باشد.
4 – مقطوع بودن آلت تناسلی به اندازهای که قادر به عمل زناشویی نباشد.

و اگر هر یک از عیوب ذیل حین عقد در زن بوده ولی مرد از آن بی خبر بوده است:

1-جنون( دیوانگی)
2- قرن ( بیماری جنسی)
3-برص( بیماری پوستی)
4- افضاء ( بیماری جنسی)
5- زمین گیری
6- نابینائی از هر دو چشم

مجازات تدلیس و فریب در ازدواج

در مقابل فریب در ازدواج دو راهکار وجود دارد. فرد فریب خورده یا می تواند از طریق کیفری شکایت کند که در این صورت 6 ماه الی 2 سال حبس تعیین میشود یا می تواند اقدام حقوقی کرده تقاضای حق فسخ کند . فسخ ازدواج تشریفات خاص طلاق را ندارد و فریب خورده می تواند به راحتی نکاح را فسخ کند.

اختیار فسخ فوری است بدین معنی که طرفی که حق فسخ دارد بعد از اطلاع نکاح را فسخ نکند این حق او ساقط میشود البته به این شرط که علم به این حق فسخ و علم به فوریت آن داشته باشد . تشخیص مدتی که برای امکان استفاده از این حق لازم بوده به نظر عرف و عادت است.

اگر آگاهی فرد فریب خورده بعد از رابطه زناشویی باشد ، وی می تواند علاوه بر فسخ نکاح از عامل فریب مهریه را باز پس گیرد. دادگاه در صدور حکم مجازات مجاز است که میزان حبس را بر میزان حداقل یا حداکثر تعیین کند ولی همین دادگاه می تواند به لحاظ جهات مخففه یعنی با توجه به این که فرد فریب دهنده جوان بوده و دارای سوء سابقه نیست ، جریمه را حتی تا میزان 50 هزار تومان تخفیف دهد یعنی کاملا بستگی به دادگاه دارد که میزان حبس و مجازات را به چه حدی تعیین کند.

در مقابل فریب در ازدواج دو راهکار وجود دارد. فرد فریب خورده یا می تواند از طریق کیفری شکایت کند که در این صورت 6 ماه الی 2 سال حبس تعیین میشودیا میتواند اقدام حقوقی کرده تقاضای حق فسخ کند . فسخ ازدواج تشریفات خاص طلاق را ندارد و فریب خورده میتواند به راحتی نکاح را فسخ کند

آیا می توان اشخاص ثالث را نیز در این خصوص متهم نمود؟

 هر گاه تدلیس به وسیله شخص ثالثی واقع گردد؛ چنانکه، پدریا مادر پسر یا دختر، یا واسطه ازدواج، صفاتی برخلاف واقع برای همسر یا شوهر ذکرکرده و طرف دیگر را فریب داده باشد، آیا فریب خورده حق فسخ خواهد داشت؟ قانون مدنی در این مورد ساکت است. بعضی از استادان حقوق تدلیس به وسیله ثالث را موجب حق فسخ برای طرف مقابل دانسته اند . تبانی یکی از زوجین با شخص ثالث در تدلیس به منزله آن است که خود او مرتکب تدلیس شده است و در این صورت با توجه به ماده 1128 ق. م. می توان گفت: صفت خاصی که یکی از زوجین برخلاف واقع واجد آن قلمداد شده به طور ضمنی وارد قلمروی قرارداد شده و وقوع عقد مبتنی بر آن بوده است.

آیا صرف سکوت هر یک از طرفین و در نتیجه در اشتباه گذاردن طرف مقابل در این خصوص جرم می باشد یا خیر؟

به عنوان مثال شخصی که ازدواج قبلی خود را به طرف مقابل اعلام ننموده و با سکوت خود موجبات عدم اطلاع طرف دیگر را از این امر باعث شود آیا مصداق تدلیس در نکاح می باشد یا خیر؟ به نظر می رسد مورد از موارد تدلیس در نکاح می باشد و اداره حقوقی قوه قضاییه نیز در نظریات مختلف خود این امر را تأیید نموده است . در قانون آمده چنانچه هر یک از زوجین قبل از عقد ازدواج طرف خود را به امور واهی از قبیل داشتن تحصیلات عالیه ، تمکن مالی ، موقعیت اجتماعی ، شغل و سمت خاص، تجرد و امثال آن فریب دهد و عقد بر مبنای هر یک از آن ها واقع شود ، مصداق واهی بودن موارد اعلامی طرفین نیز عرف می باشد یعنی هر آنچه که در عرف به عنوان امر واهی بوده و طرف واجد آن نباشد مشمول قانون می گردد.

بنابراین هر گاه شوهر در اثر تدلیس با زنی غیر باکره ازدواج کند و از حق فسخ نخواهد یا نتواند استفاده کند می تواند تفاوت بین مهر باکره و غیرباکره را به عنوان خسارت از فریب دهنده به عنوان خسارت بگیرد و اگر مهر نداده و فریب دهنده خود زن است می تواند مابه التفاوت را از مهر کسر و بقیه را به زن بپردازد. بنابراین اگر دختری به واسطه صدمه ای بکارت خویش را از دست داد، در حالی که از آن بی خبر است ، در این حالت به یقین تدلیس واقع نشده است؛ ولی اگر دختری مرتکب بی عفتی شود و باکره نباشد سکوت او در مقابل خواستگار نوعی تدلیس محسوب می شود  چرا که عرفاً پسری که به خواستگاری دختری می رود می پندارد که دختر در گذشته با مردی ارتباط جنسی نداشته است.

باشگاه خبرنگاران جوان 1392/01/28