عجیب‌ترین‌های پرونده‌های طلاق ۹۴

روی میز قضات دادگاه خانواده نیز مثل همه دادگاه‌های دیگر پر است از پرونده‌های مختلف. پرونده‌هایی که هر کدام داستان‌های جداگانه از خصوصی‌ترین مسائل زندگی زوج‌های پیر و جوان دارد. کافی است احساس کنی دیگر نمی‌توانی با همسرت زندگی کنی، آن وقت است که راهی این دادگاه می‌شوی و پرونده‌ای به پرونده‌های دیگر می‌افزایی. بررسی همه آنها می‌تواند هم غم‌انگیز و ناراحت‌کننده باشد و هم عجیب و شگفت‌انگیز.

به گزارش جام جم آنلاین ، از غم‌انگیزهایشان که بگذریم، ماجراهای عجیب بعضی از پرونده‌های طلاق، آنقدر شگفت‌انگیز می‌شوند که بعضی‌هایشان باعث می‌شود آدم از تعجب شاخ دربیاورد. حتی قاضی پرونده را هم شگفت‌زده می‌کند. در این گزارش سراغ عجیب‌ترین و بی‌منطق‌ترین پرونده‌های طلاق در سال ۹۴ رفتیم.

دندان مصنوعی

سن و سال زیادی دارند. آمده‌اند تا یکی از عجیب‌ترین پرونده‌های طلاق را در دادگاه خانواده تشکیل دهند. پرونده‌ای که جزئیات آن آدم را شوکه می‌کند. زن ۶۰ سال سن دارد و شوهرش نیز در آستانه ۶۹ سالگی است. چیزی که باعث شده آنها دیگر نتوانند در کنار هم زندگی کنند و دادگاه خانواده را برای پایان راهشان انتخاب کنند، دندان مصنوعی است. ماجرا از این قرار بود که زن درست سه ماه بعد از ازدواج دومش با حمید متوجه شد تمام دندان‌های شوهرش مصنوعی است و شب‌ها آن را داخل لیوان آب می‌گذارد و می‌خوابد. بعد از آن بود که بهانه‌گیری‌های زن شروع شد. ناراحتی‌ها، دعواها، اختلاف‌نظرها و بعد از آن هم درخواست طلاق توافقی. زن وقتی متوجه دندان مصنوعی‌ شوهرش شد، دوست نداشت با این مرد حتی حرف بزند. بعد از آن هم راهی دادگاه خانواده شد تا برای همیشه از شوهرش جدا شود. مرد میانسال در مقابل قاضی عموزادی چنین گفت: «من از روز اول خجالت می‌کشیدم که موضوع دندان‌هایم را به همسرم بگویم برای همین تمام سعی‌ام را کردم که او متوجه این موضوع نشود. هیچ وقت به او نگفتم دندان‌هایم مصنوعی است و دوست نداشتم این راز فاش شود، اما تنها توانستم سه ماه این موضوع را مخفی کنم. یک شب همسرم همه چیز را فهمید و شوکه شد. بعد از آن گفت که دیگر نمی‌خواهد در کنار من زندگی کند و من می‌دانم که دلیل اصلی‌اش همین موضوع است.»

وقتی این درخواست جدایی در شعبه ۲۶۸ دادگاه خانواده مطرح شد، قاضی نتوانست زن را راضی به ادامه زندگی کند. همین باعث شد که این زوج میانسال برای همیشه از هم جدا شوند.

دردسرهای باجناق جدید

ماجرای عجیب دیگر مربوط به پرونده‌ای است که باز هم قاضی عموزادی رئیس شعبه ۲۶۸ دادگاه خانواده آن را بررسی کرد. این پرونده مربوط به مردی بود که پس از ورود باجناق جدید به خانواده، زندگی‌اش دستخوش تغییرات شد. تغییراتی که خیلی خوشایند نبود و در نهایت به جدایی او از همسرش انجامید. این مرد که تحمل توجه‌های زیادی خانواده به باجناق پولدارش را نداشت، آنقدر به زندگی او حسادت کرد که در نهایت زندگی خودش از هم پاشید. شاید خیلی بی‌منطق یا حتی خنده‌دار باشد که مردی به باجناق پولدارش آنقدر حسادت کند که دیگر نتواند در کنار همسرش مثل گذشته به زندگی ادامه دهد. او وقتی در مقابل قاضی قرار گرفت در این باره گفت: «همه چیز از زمانی که خواهر زنم ازدواج کرد شروع شد. وقتی پای داماد جدید و پولدار به خانواده باز شد، احساس بدی به من دست داد. داماد جدید خیلی پولدار است و مرتب خواهرزنم را به مسافرت‌های خارج از کشور می‌برد و بهترین زندگی را برایش فراهم کرده است. او میلیاردر است و خانه و زندگی‌اش چشم همه را به خود خیره می‌کند. ولی من یک کارمند ساده‌ام که از صبح تا شب باید کار کنم تا بتوانم یک زندگی ساده و راحت برای همسر و فرزندم فراهم کنم. تا پیش از ازدواج خواهرزنم، ما خوشبخت بودیم و به هم علاقه زیادی داشتیم. حتی گاهی اوقات که به خاطر مشکلات مالی ناراحت می‌شدم، همسرم مرا آرام می‌کرد و با حرف‌هایش به من آرامش می‌داد. ولی وقتی باجناقم وارد خانواده شد، زندگی ما هم از این رو به آن رو شد. هر بار به خانه خواهرزنم می‌رویم، تا چند روز با هم دعوا و جنجال داریم. برای همین دیگر تحمل این همه تفاوت را ندارم و می‌خواهم برای همیشه به زندگی با همسرم پایان دهم.» اصرارهای این مرد جوان در نهایت به جدایی او از همسرش ختم شد.

صحبت از آرزوهای بزرگ

این بار درددل زن با شوهرش و صحبت از آرزوهای بزرگی که در سر داشت، پرونده دیگری را در دادگاه خانواده تشکیل داد. ماجرا از این قرار بود که زن جوان یک شب بی‌خبر از عاقبتی که در انتظارش بود، شروع کرد به درددل کردن با شوهرش و از آرزویی که در سرش داشت به او گفت، اما چهره شوهرش هر لحظه برافروخته‌تر شد، تا جایی که آرزوی بزرگ این زن باعث ترس و وحشت شوهرش شد. این زن تصور نمی‌کرد وقتی از آرزویش با شوهر خود صحبت می‌کند و می‌گوید که دوست دارد بازیگر شود، پایش به دادگاه خانواده باز می‌شود. مرد جوان درست وقتی دید که همسرش دوست دارد بازیگر شود به شدت عصبانی شد و از مشهور شدن او ترسید. این مرد وقتی در مقابل قاضی دادگاه خانواده قرار گرفت درباره جزئیات این درگیری گفت: «من و همسرم عاشق هم بودیم و چند سال در کنار هم عاشقانه زندگی کردیم، اما چند شب پیش او در صحبت‌هایش به من گفت از بچگی عاشق بازیگری بوده و دوست دارد در این حرفه کار کند و پیشرفت کند. وقتی این صحبت‌ها را از زبان او شنیدم ترسیدم. چون همسر من استعداد بازیگری دارد زیرا زن خجالتی و کم‌رویی نیست، از طرفی هم چهره زیبایی دارد و مطمئن هستم می‌تواند بازیگر مشهوری شود. برای همین با خودم گفتم اگر او پیش یک کارگردان برود و تست بازیگری بدهد قبول می‌شود و در آن صورت من او را برای همیشه از دست می‌دهم. به همین دلیل می‌خواهم به این زندگی همیشه با ترس پایان بدهم. من دوست ندارم همسرم بازیگر باشد.» این در حالی بود که همسر این مرد نیز به قاضی گفت: «من فقط به شوهرم پیشنهاد دادم و گفتم دوست دارم بازیگر شوم. بازیگری و فعالیت در کارهای هنری همیشه از آرزوهای من بوده و من به شوهرم پیشنهاد دادم که به کلاس‌های بازیگری بروم و کار کنم، اما او جنجالی به راه انداخته که زندگی هر دویمان را تبدیل به جهنم کرده است.»

قاضی دلیل آنها برای طلاق را کافی ندانست و از هر دو خواست بیشتر به این موضوع فکر کنند.

موتورسیکلت دردسرساز

زندگی یک زوج دیگر تنها به خاطر خرید یک موتورسیکلت از هم پاشید. آنها به دادگاه خانواده رفتند تا فقط به دلیل خرید یک موتورسیکلت برای همیشه به زندگی مشترک خود پایان دهند. زن جوان در این باره به قاضی گفت: «ما زندگی عاشقانه خوبی داشتیم و خودمان را خوشبخت‌ترین زوج می‌دانستیم، اما بعد از گذشت پنج سال آن اتفاق شوم در زندگی ما افتاد. شوهرم تصمیم گرفت که یک موتورسیکلت بخرد و این آغاز اختلافات ما بود. من همیشه از موتورسیکلت بیزار بودم و دوست نداشتم کسی از خانواده‌ام موتورسیکلت داشته باشد. موتور باعث تصادفات وحشتناکی می‌شود و همین موضوع مرا از موتور می‌ترساند. برای همین وقتی شوهرم گفت می‌خواهد موتورسیکلت بخرد به شدت عصبانی شدم و مخالفت کردم، اما او لجبازی کرد و گفت موتورسیکلت دوست دارد و در این ترافیک شهری خیلی به دردش می‌خورد. شوهرم به حرف و مخالفت من هیچ توجهی نکرد و در حالی که چند شب سر این موضوع با هم دعوا داشتیم در نهایت یک موتورسیکلت خرید. وقتی این موضوع را شنیدم بشدت عصبانی شدم. من از شوهرم خواستم موتور را بفروشد و به او گفتم که تنها در این صورت حاضرم به خانه برگردم. ولی او حرفم را گوش نکرد. برای همین طلاق می‌خواهم.»

همسر لاغر نمی‌خواهم

در این پرونده مرد جوان خیلی دلش پر بود. او دیگر نمی‌خواست همسرش را ببیند. حالا چرا؛ تنها به دلیل این که همسرش لاغر است. وزن کم زن جوان پرونده‌ای دیگر در دادگاه خانواده باز کرد. این مرد ماجرای زندگی‌اش را این طور تعریف کرد: «چهار سال پیش با همسرم آشنا شدم، اما همسرم مرتب خودش را گرسنه نگه می‌دارد. به کلاس‌های ورزشی مختلف می‌رود و شب‌ها غذا نمی‌خورد. هر چه به او می‌گویم چه لزومی دارد که این کارها را می‌کنی، می‌گوید می‌خواهد لاغر شود. در صورتی که از همان روز اول هم می‌دانست من دوست ندارم همسرم لاغر باشد و همیشه دوست داشتم همسرم چاق باشد. ولی همسرم بدون توجه به خواسته من روز به روز لاغرتر می‌شود و وزن کم می‌کند. مدتی تحمل کردم و سعی کردم حرف نزنم ولی فایده‌ای ندارد. این زن کار خودش را می‌کند و هر چه زمان می‌گذرد با سرعت بیشتری وزن خود را کم می‌کند. تا جایی که هر کس مرا می‌بیند از من سوال می‌کند که آیا همسرت بیمار شده که تا این اندازه لاغر شده است. او حتی مدتی به دلیل غذا نخوردن و زیاد لاغر شدن، مریض شد و مجبور شدم در بیمارستان بستری‌اش کنم. ولی باز هم رژیم‌های سختش را کنار نگذاشته است. برای همین حالا دیگر مثل گذشته به او علاقه‌ای ندارم و نمی‌توانم همسرم را تا این اندازه لاغر ببینم.»

اینها نمونه‌هایی از پرونده‌های عجیب دادگاه خانواده در چند ماه گذشته بود. اگر به راهروهای دادگاه خانواده سری بزنید متوجه می‌شوید، خیلی از جدایی‌هایی که در این دادگاه اتفاق می‌افتد، آنقدر عجیب و بی منطق است که برای قاضی آن پرونده نیز تعجب‌آور می‌شود. تا جایی که قاضی اگر چند سال هم بگذرد و چند پرونده طلاق را بررسی کند، باز هم نمی‌تواند ماجرای آن پرونده خاص را فراموش کند.

تشریفات رسیدگی به دعوای طلاق

یکی از پیچیده‌ترین دعاوی مربوط به مسایل خانواده، دعوای طلاق است. این نوع دعوا در عین حال حاوی بیشترین تشریفات برای صدور رای نهایی است. تشریفات سنگین در نظر گرفته شده برای این نوع از دعوا به دلیل آن است که به راحتی خانواده‌ها گسسته نشوند زیرا برای حفظ کیان خانواده در اسلام بسیار توصیه شده است.

حمایت: طلاق یک امر یک طرفه است یعنی یکی از طرفین با یک اراده توانایی بر هم زدن عقد ازدواج را دارد. به این نوع عمل حقوقی یک سویه، اصطلاحا ایقاع گفته می‌شود با این حال طلاق در قانون مدنی حاوی تشریفاتی است همچنین نیازمند اجرای صیغه مخصوص به خود است.

در صورتی که صیغه مختص به طلاق جاری نشود، از نظر قانون مدنی ایران بلااثر است. در واقع طلاق تنها عمل حقوقی در قانون مدنی است که نیازمند تشریفات است زیرا بقیه اعمال حقوقی به صرف اراده طرفین واقع می‌شوند و تشریفات خاصی ندارد. به اعمال حقوقی که نیازمند تشریفات خاصی جهت تحقق خود نیستند، اعمال حقوقی رضایی گفته می‌شود و طلاق از این دسته نیست. در ادامه در قالب بازخوانی یک پرونده به بررسی موضوع پرداخته‌ایم.

گزارش پرونده

در پرونده حاضر خواهان دعوا، آقای مسعود… دادخواستی منضم به فتوكپي مصدق عقد‌نامه و توافق‌نامه در مورد مسایل مشترک، ممضی به امضای زوجه ارایه و تقاضاي صدور گواهي عدم امكان سازش و طلاق توافقي را کرده است. طرفین در دادخواست و توافق‌نامه اظهار داشته‌اند که «اينجانبان به موجب عقدنامه رسمي، زوجين رسمي همديگر هستیم، ولی به لحاظ عدم تفاهم تحمل تداوم زندگی مشترک را نداشته و از هر جهت با لحاظ شروط مصرح در توافق‌نامه براي جدايي به توافق رسيده‌ايم، به این ترتیب با عنايت به ماده واحده مصوب مجمع تشخيص مصلحت نظام مصوب سال 1371 هر زمان كه دادگاه مقرر دارد، داوران خود را معرفي کرده و تقاضاي صدور گواهي عدم امكان سازش و طلاق توافقي را داريم.» پرونده فوق پس از طی تشریفات قضایی خاص و ثبت شدن، به یکی از شعب از دادگاه‌های خانواده ارجاع می‌شود.

جریان دادرسی در دادگاه خانواده

پرونده پس از ثبت در شعبه دادگاه خانواده تقدیم قاضی دادگاه می‌شود. قاضی دادگاه نیز با ملاحظه محتویات پرونده و کامل بودن آن، دستور تعیین وقت جلسه رسیدگی را به دفتردار خود می‌دهد. در ادامه مدیر دفتر وقتی را تعیین و به طرفین ابلاغ می‌کند و در وقت مقرر جلسه رسیدگی با حضور هر دو طرف دعوا تشكيل می‌شود. خواهان دعوا اظهار مي‌دارد که‌ حدود ده سال است كه با خوانده پرونده، خانم سمیه… ازدواج كرده است و به علت عدم تفاهم تقاضای صدور حکم طلاق را دارد. خوانده دعوا هم تقاضاي طلاق توافقي را دارد. به این ترتیب دادگاه با عنايت به احراز اختلاف زوجين قرار ارجاع امر به داوري را صادر مي‌کند. طرفين دعوا، داوران خويش را معرفي و داوران نظريه خويش را طی لایحه‌ای ارایه و اعلام می‌کنند که سعی آنها در سازش ثمری نداشته است و طرفین حاضر به سازش نیستند.

رای دادگاه

بنابراین دادگاه محترم ختم رسيدگي را اعلام و به شرح زیر مبادرت به صدور رای خود مي‌کند: «در خصوص دادخواست تقدیمی خواهان دعوا مبنی بر صدور گواهی عدم امکان سازش (طلاق توافقی) نظر به این‌که نصایح دادگاه در جهت التیام زوجین و انصراف از طلاق مفید و موثر نبوده و داوران نیز به شرح نظریه تقدیمی عدم توفیق خود را در اصلاح ذات‌البین اعلام و اظهارنظر کرده‌اند که زوجین حاضر به سازش نبوده و بر طلاق و جدایی اصرار دارند و حقوق متقابل به شرح ذیل تراضی کرده‌اند:

زوجه تعداد 300 سکه را در قبال طلاق خلع به زوج بذل کرده و زوج قبول بذل می‌کند و مابقی تعداد 50 عدد سکه به صورت دفعتا واحده و یکجا به زوجه پرداخت می‌شود.

جهیزیه حسب توافق به زوجه پرداخت شود.

زوجه حسب اقرار ادعایی در خصوص نفقه معوقه و اجرت‌المثل ندارد.

زوجين داراي يك فرزند مشترك هشت ساله هستند كه حسب توافق زوجين در حضانت زوج قرار مي‌گيرد و ملاقات زوجه با فرزند مشترك به صورت توافقي در مكان و زمان مناسب صورت می‌گیرد.

زوجه حسب اقرار و گواهی پزشک باردار نیست

به این ترتیب دادگاه با احراز رابطه زوجیت آنان به موجب مستندات پیوست دادخواست با رعایت ماده واحده قانون اصلاح پاره‌ای از مقررات طلاق مصوب مجمع تشخیص مصلحت نظام، گواهی عدم امکان سازش بين خواهان و خوانده را صادر و به آنها اجازه داده مي‌شود كه به يكي از دفاتر رسمي طلاق مراجعه کنند و با شرايط فوق اقدام به اجرا و ثبت واقعه طلاق بکنند. در ضمن طرفین ضمن عقد خارج لازم به یکدیگر وکالت بلاعزل دادند، در صورت عدم مراجعه هر یک جهت اجرای صیغه طلاق و ثبت آن، طرف مقابل اقدام کند. رای صادره با توجه به اين‌كه زوجين حق تجديدنظرخواهي خود را اسقاط کرده‌اند، قطعی و حضوری است.»

تحلیل پرونده:

با بررسی پرونده مراتب ذیل حایز اهمیت است:

1- واژه خلع به معنای جدا کردن و کندن است. طلاق خلع در ماده 1146 قانون مدنی تعریف شده است. طلاق خلع مبتنی بر دو عنصر است: الف- کراهت داشتن زن از شوهر ب- دادن مالی از سوی زن به مرد در مقابل انجام طلاق که آن را «فدیه» گویند و مال اعم است از اینکه عین مهر یا معادل آن و یا بیشتر و یا کمتر از مهر باشد. بنابراین در پرونده مطروحه زوجه مقداری از مهریه و نفقه ایام گذشته خویش در مقابل طلاق به زوج بذل و بخشش کرده و زوج نیز ضمن قبول بذل و بخشش با طلاق زوجه موافقت کرده است بنابراین طلاق خلع واقع شده است.

2- دادگاه طبق قوانین و مقررات پس از احراز اختلاف امر را به داوری ارجاع کرده است. آنچه مبنای ارجاع به داوری است، سعی در سازش بین طرفین است، ولی امروزه این امر صوری انجام می‌شود و داوران در اکثر موارد بدون اقدامی برای سازش، صرفا به دلیل تبعیت از قانون معرفی می‌شوند که این امر در این پرونده نیز مشهود است. این نحوه داوری صرفا باعث اطاله دادرسی است. بر این اساس رویه برخی از دادگاه‌ها با توجه به رسیدگی در جلسه فوق‌العاده و اخذ نظریه داوران در همان روز، هرچند خلاف مبنای ارجاع به داوری است، با توجه به مقتضیات زمانی و لزوم احترام به آزادی اراده افراد امری مورد تایید است و لزوم قانونگذاری برای برداشتن این مرحله در طلاق توافقی محسوس است.

3- رای دادگاه مستندا به مقررات آیین دادرسی مدنی قطعی و حضوری است، زیرا طرفین حق تجدیدنظر را ساقط کرده‌اند و از آنجا که طرفین در جلسه حضور داشته‌اند، رای دادگاه حضوری است.

4- در قانون جدید حمایت خانواده اشاره شده است که تحقق طلاق منوط به این است که تمامی مسایل مالی ناشی از عقد ازدواج روشن شود. این مسایل مالی شامل جهیزیه، مهریه، شیربها و امثال آن می‌شود. اصولا در عقد ازدواج کلیه تکالیف مالی بر عهده مرد قرار می‌گیرد بنابراین تا زمانی که شوهر تکلیف پرداخت مهریه و سایر مسایل مالی ناشی از عقد ازدواج خود را مشخص نکرده باشد، طلاقی جاری نخواهد شد.

در تحلیل کلی پرونده می‌توان گفت که قاضي محترم با در نظر گرفتن مراتب فوق، راي صادر كرده و این رای موافق و مطابق مقررات است.