بررسی امکان تعدیل مهریه

مطابق قانون زن مالک مهر می‌باشد، لذا حق خواهد داشت تا هر زمان مهر را از همسر خود مطالبه نماید. این در حالی است که ممکن است مرد توانایی پرداخت مهریه را نداشته باشد، لذا ناگزیر به تقدیم دادخواست اعسار گردد.

میزان: در حال حاضر و با توجه به مقررات فعلی در چنین شرایطی زن در بعضی موارد مجبور خواهد بود تا با اثبات ملائت مرد، ادعای مرد مبنی بر عدم تمکن مالی را رد نماید. به عبارتی دیگر در مواردی مرد از بار اثبات ادعای خود مبنی بر عدم ملائت و تمکن مالی معاف خواهد بود. بنابراین این زوجه خواهد بود که ملزم می باشد تمکن مالی زوج را اثبات نماید.

اما همیشه اینگونه نیست و زوجه توفیق در اثبات این امر به دست نمی آورد. و یا آنکه فی الواقع مرد تمکن مالی برای پرداخت مهریه همسر خود را دارا نمی باشد. از همین روی همواره امکان مواجهه با حکم اعسار از سوی دادگاه وجود خواهد داشت.

این حکم نیز به یکی از دو حالت ذیل نمودار خواهد شد:

  • حالت اول، مدیون محکوم معسر متمکن از پرداخت بدهی خود به نحو اقساط شناخته می شود.
  • حالت دوم، مدیون محکوم معسر متمکن از پرداخت بدهی خود در مهلت مناسبی می گردد.

اما آنچه که در ادامه بدان خواهیم پرداخت این مطلب خواهد بود که تغییر اتفاقات آینده مانع ایجاد تغییر در حکم نخواهد شد. به عبارتی دیگر تغییر وضعیت مالی امری حدوثی خواهد بود، لذا احوال مالی افراد هر روز ممکن است به گونه ای دیگر رقم خورد. بنابراین ممکن است معسر امروز، فردا از اعسار خارج گردد. پس این تغییر شرایط تاثیر گذاری زیادی خواهد داشت به طوریکه مقدمه ای برای تقدیم دادخواست تعدیل قرار خواهد گرفت.

تعدیل نیز همواره دارای دو جنبه خواهد بود:

  • جنبه اول، جنبه منفی یا همان کاهش مبلغ
  • جنبه دوم، جنبه مثبت یا همان افزایش مبلغ

به طور مثال مرد بعد از صدور حکم اعسارش، صاحب ارثی می گردد، یا حقوق کارمندی اش بیشتر می شود. با این اوصاف وی را دیگر نمی توان معسر به صورت مطلق تلقی نمود. لذا همواره زوجه وی این امکان را خواهد داشت تا تغییر شرایط پرداخت مهریه را از دادگاه بخواهد. دادگاه نیز با درنظر گرفتن اوضاع و احوال مسلم قضیه در راستای صدور حکم به تعدیل از جنبه مثبت آن اقدام خواهد نمود. البته در فرضی که وضعیت مالی زوج معسر به یکباره تغییر کند و بهبود یابد دیگر تقدیم دادخواست تعدیل موضوعیت نخواهد داشت، لذا در این حالت امکان اجرای کامل حکم از آن محل وجود خواهد داشت.

از طرفی دیگر ممکن است که زوج معسر دچار نقصان یا بیماری گردد و تا مدتی قادر به انجام کار نباشد، در این حالت وی می تواند تعدیل مهریه از جنبه منفی آنرا از دادگاه به موجب دادخواست درخواست نماید.

قانونگذار نیز در تبصره دو ماده 11 قانون نحوه اجرای محکومیت های مالی بیان داشته است که محکوم علیه و محکوم له هر دو امکان تقدیم دادخواست تعدیل را خواهند داشت.

نمونه دادخواست صدور حكم اعسار از پرداخت هزينه دادرسي

نمونه برگ دادخواست به دادگاه عمومي- صدور حكم اعسار از پرداخت هزينه دادرسي

صدور حكم اعسار از پرداخت هزينه دادرسي

رياست محترم مجتمع قضايي ” نام شهرستان محل اقامت خوانده”

با سلام احتراماً به استحضار مي رساند :

نظر به اينكه متعاقب تقديم دادخواست شماره ……. به طرفيت آقاي/خانم ……. و تعيين ميزان هزينة دادرسي متعلقه، مواجه با فقدان تمكنم در پرداخت هزينة دادرسي لازمه شده‌ام. با توجه به اينكه به جهت مشكلات متعدد/عدم دسترسی به اموالم در حال حاضر توان مالي پرداخت هزينه دادرسي را ندارم فلذا به استناد مستندات تقديمي صدور حكم اعسار اينجانب از پرداخت هزينه دادرسي به استناد ماده 504 قانون آئين دادرسي دادگاههاي عمومي و انقلاب در امور مدني مورد تقاضاست.

                                                          محل امضاء – مهر – انگشت

دانلود فایل نمونه دادخواست صدور حكم اعسار از پرداخت هزينه دادرسي (نسخه word)

 دانلود فایل نمونه دادخواست صدور حكم اعسار از پرداخت هزينه دادرسي (نسخه pdf)

نمونه دادخواست اعسار از پرداخت محكوم ٌ به / و تقاضاي تقسيط آن

نمونه برگ دادخواست به دادگاه عمومي- اعسار از پرداخت محكوم ٌ به / و تقاضاي تقسيط آن

اعسار از پرداخت محكوم ٌ به / و تقاضاي تقسيط آن

رياست محترم مجتمع قضايي ” نام دادگاه عمومي شهرستان محل صدور حكم محكوميت “

باسلام احتراماً به استحضارمي رساند:

اينجانب حسب دادنامه شماره ….. مورخ ….. صادره از شعبه ….. دادگاه عمومي شهرستان ….. به پرداخت مبلغ ….. ريال در حق آقاي/خانم …..  محكوم گرديده ام نظر به مشكلات متعدد/ عدم دسترسي با توجه به مستندات تقديمي صدور حكم به اعسار از پرداخت مبلغ محكومٌ به/ تقسيط مبلغ محكومٌ به مستنداً به ماده 3 قانون نحوه اجراي محكوميت هاي مالي 1377 مورد استدعاست.

                                                                                                                 محل امضاء – مهر – انگشت

دانلود فایل نمونه دادخواست اعسار از پرداخت محكوم ٌ به / و تقاضاي تقسيط آن (نسخه word)

دانلود فایل نمونه دادخواست اعسار از پرداخت محكوم ٌ به / و تقاضاي تقسيط آن (نسخه pdf)

مهریه را هم داده اند و هم خوب گرفته اند

هر کسی گفته مهریه را کی داده و کی گرفته دستش را بگیرید و به ستاد دیه مراجعه کنید تا کاملا توجیه شود که مهریه را هم خوب داده اند و هم خیلی خوب گرفته اند.

الف: مهریه را کی داده؟ کی گرفته؟ … با اینکه این ضرب المثل و یا جمله غلط و کلیشه ای هنوز در فرهنگ ما شنیده می شود اما در واقع باید گفت که اتفاقا خیلی اوقات مهریه را هم خوب گرفته اند به نحوی که هم اکنون حدود ۲ هزار زندانی مهریه و نفقه در زندانهای کشور محبوسند!

اما حقیقت آن است که مهریه مالی است که مرد هنگام وقوع عقد نکاح یا به عبارتی ازدواج، به همسر خود تقدیم می کند و مکلف است آن را بپردازد. اگر فکر می کنید که مهر زن فقط سکه یا پول است اشتباه می کنید، زیرا شما می توانید هر آنچه ارزش مالی یا اجتماعی داشته باشد، مهر خود قرار دهید، مثل طلا، نقره، املاک، پول رایج، لوازم زندگی و حتی آموزش قرآن یا مهارتی ویژه… یا به تعریف حقوقی باید گفت که هر چیزی را که مالیت داشته و قابل تملک باشد می توان مهر قرار داد (ماده ۱۰۷۸ قانون مدنی)؛

امروزه بیشتر سکه طلا را مهر زن می کنند. به قول جهانشاهی وکیل دادگستری که در گفتگو با مهر می گوید: این روش ثبت مهریه در کشور غلط است و نباید اجازه داد مردی که توانایی پرداخت مهریه بالا را ندارد هر رقمی دلش خواست ثبت کند به امید اینکه همسرش را از دست ندهد یا اینکه اگر مهریه کم باشد به همسرش جسارت شده است! اما سوال این است چطور مردان به دلیل عدم پرداخت مهریه راهی زندان می شوند؟

اعسار مرد تائید شود مهریه را باید دولت به زن پرداخت کند

بگذارید با قانون حمایت از خانواده صحبت کنیم. در فصل ازدواج، ماده ۲۲ قانون حمایت خانواده آمده است که اگر مهریه تا ۱۱۰ سکه تمام بهار آزادی یا معادل آن باشد وصل آن بر اساس ماده قانون محکومیتهای مالی الزامی است و اگر مهریه بیش از ۱۱۰ سکه باشد پرداخت آن مشروط به توانایی مالی زوج است. جهانشاهی می گوید: اگر مرد توانایی پرداخت مهریه کمتر از ۱۱۰ سکه را هم نداشته باشد در هرحال باید زندانی شود مگر اینکه بعد از زندانی شدن درخواست اعسار داده و دادگاه پس از بررسی به این نتیجه برسد که واقعا این آقا داماد هیچ آهی در بساط ندارد آن وقت این وظیفه دولت است که این هزینه را از بیت المال تامین کند. اما آیا دولت اینقدر بودجه دارد این هزینه ها را پرداخت کند؟ تعیین اعسار هم البته به همین آسانی ها نیست و باید دو شاهد به اعسار مرد گواهی دهند و قاضی در این خصوص بسیار حساس و موشکافانه وارد می شود.

اعسار مرد پذیرفته شود اصلا پایش به زندان نمی رسد

حیدری وکیل دادگستری در گفتگو با مهر می گوید: بر اساس قانون جدید محکومیتهای مالی که از مرداد ۹۴ اجرایی شده نیاز نیست مرد حتما زندان برود تا دادخواست اعسارش پذیرفته شود بلکه می تواند ظرف یک ماه از تاریخ ابلاغ اجراییه دادخواست اعسار بدهد و اگر این کار را کرد و اعسارش پذیرفته شد دیگر زندان نمی رود.

با این حال اگر اعسار پذیرفته نشود باید زندانی مهریه در زندان بماند تا اینکه انجمن ها و نهادهای مردمی مانند ستاد دیه با کمک خیرین زندانیان مهریه را آزاد کنند در حالی که باز هم اولویت آزادی با زندانیان دیه در جرایم غیر عمد است چون آنها غیرعمد مرتکب جرم شده و در حبس هستند اما زندانی مهریه با علم و دانسته مهریه را تعیین و ثبت قانونی کرده است.

مردی که ۲۰۰۰ سکه مهر زنش می کند اگر داشته باشد باید پرداخت کند

حالا اگر مهریه بالای ۱۱۰ سکه باشد اول باید داماد ۱۱۰ سکه را پرداخت کند و اگر دادگاه تائید کرد مرد تمکن مالی دارد با حکم دادگاه الباقی مهریه هم به نحوی باید پرداخت شود. اگر بخواهیم راحت تر بیان کنیم این است که مثلا مردی مهریه همسرش را ۲۰۰۰ سکه تعیین کرده و حالا زن مهریه را به اجرا می گذارد و اگر دادگاه به این نتیجه برسد مرد تمکن مالی دارد یا زوجه اموال مرد را به دادگاه معرفی کند تمام مهریه باید پرداخت شود و ۱۱۰ سکه ملاک نیست.

البته بعد از بازداشت زوج می تواند درخواست اعسار کند یعنی اینکه به قاضی بگوید من واقعا اموال و درآمدی برای این پرداخت مهریه ندارم. قاضی وقتی به این نتیجه رسید متهم آزاد شده و مهریه تقسیط می شود.

مراحل بخشیدن مهریه همسر

اما یک موضوع دیگر هم اینجا مطرح است و آن اینکه زوجه در طول زندگی دلش بخواهد مهریه اش را به هر دلیلی ببخشد. اما این اقدام هم برای خودش راه و رسمی دارد.

مثلا تا قبل از ثبت عقد امکان بخشش مهریه وجود ندارد. نکته دوم اینکه اصلا نیاز نیست به دادگاه مراجعه کنید مثلا همسر شما روی یک کاغذ می نویسد من مهریه خودم را به همسرم بخشیدم و بعد امضا و اثر انگشت می زند و این خودش مدرک است. با این حال داماد برای محکم کاری بهتر است راهی دفترخانه اسناد رسمی شود و این کار را ثبت کند. این اقدام همان اقرارنامه ثبتی است و بعد از ثبت٬ نامه ای به دفتر ثبت ازدواج که قبلا آنجا ازدواجشان ثبت شده نوشته شده تا آنها هم در دفتر خود ثبت کنند و در عقدنامه نوشته شود.

اما این راه کمی درد سر دارد و اگر واقعا عروس خانم قصد دارد که مهریه اش را ببخشد، بهتر است با آقای داماد راهی دفتر اسناد رسمی شود و این کار را قانونی کند. محضردار اعتراف همسر برای بخشش مهریه را در قالب «اقرارنامه ثبتی» تنظیم می کند؛ البته کار به همین جا ختم نمی شود، زیرا برای محکم کاری باید نامه ای از آنجا برای دفترخانه رسمی ازدواج- که عقد در آن مکان ثبت شده – برده شود تا در آنجا مفاد نامه در «صفحه ملاحظات» عقدنامه ثبت شود.

بخشش مهریه با اجازه پدر لطفا!

البته توصیه می شود خانمی که قصد دارد مهریه اش را به شوهرش ببخشد، بدون اجازه پدر این کار را انجام ندهد. در این راستا دفاتر اسناد رسمی در صورت اجازه پدر عروس خانم مهریه را به شوهر می بخشند و آن را ثبت می کنند. می دانیم که طبق ماده ۱۰۸۲ قانون مدنی شما از زمانی که عقد کردید و هنوز مُهر ازدواجتان خشک نشده است، مالک مهرتان می شوید و می توانید هر دخل و تصرفی که خواستید در آن داشته باشید، اما اذن پدر در این مورد خاص لازم است هر چند این موضوع نه جنبه قانونی دارد و نه جنبه شرعی، اما دفاتر اسناد رسمی به دلیل اینکه گاهی این بخشش مهریه از روی اجبار یا از روی احساسات آنی رخ می دهد، این شرط را برای این موضوع می گذارند که یک شرط لازم نیست، اما از بروز مشکلات بعدی پیشگیری می کند.

مراقب باشید که ثواب می کنید٬ کباب نشوید!

اما گاهی زنی که با عشق رفته و مهرش را بخشیده کباب می شود. فرض کنید دختری در دوره عقد مهریه اش را می بخشد و بعد از عروسی به هر دلیلی تمایلی به ادامه زندگی با همسرش ندارد و تقاضای طلاق می کند! در این میان چون زن خواهان طلاق است که در قانون به آن «طلاق خلع» می گویند، زن باید معادل مهریه یا مبلغی کمتر یا بیشتر از آن را به داماد پرداخت کند. به این ترتیب زن برای رهایی از زندگی ای که تمایلی به آن ندارد نه تنها مهریه ای نمی گیرد، بلکه باید رقمی را نیز برای جدایی به مرد بپردازد. پس قبل از بذل و بخشش، کمی بیشتر تامل کنید.

گاهی زن و مرد در زندگی آنقدر دچار اختلاف می شوند که زن می گوید «مهرم حلال جونم آزاد!» اما یک سوال اگر عروس خانم مهرش را ببخشد آیا واقعا طلاق به سرعت انجام شده و کار تمام است؟ اتفاقا کاملا در اشتباه هستید. اصلا معلوم نیست بعد از بخشش مهریه مرد حاضر به طلاق همسر شود، یا زمان عده دوباره رجوع نکند! برای این که در این حوزه مشکلی ایجاد نشود، شرع و قانون راه آن را پیش بینی کرده است. بد نیست بدانید که طلاق «خلع» و «مبارات» دقیقا همین هدف شما را به طور کامل و بدون ضرر و خطر تامین می کند. در این نوع طلاق، زن و شوهر توافق می کنند در عوض مهریه یا کمتر یا بیشتر از آن از یکدیگر جدا شوند. در این روش دیگر شوهر حق رجوع ندارد و به این ترتیب زن با بخشیدن مالی معادل مهریه، یا بیشتر و کمتر از آن به شوهر، او را راضی به طلاق می کند. البته اگر این بیزاری از ادامه زندگی دو طرفه باشد، اما زن تقاضای طلاق بدهد باز هم باید مهریه اش را ببخشد تا این طلاق که مبارات نام دارد، جاری شود.

می خوام دوباره مهریه ام برگردد…چیکار کنم؟

شاید شما هم از آن دسته از افرادی باشید که مهریه خود را بخشیده و اکنون پشیمان شده اید و برایتان این سوال پیش آمده است که راه بازگشت دارید یا خیر؟ باید بگویم چند فرض را باید در نظر بگیرید:

۱. اگر زن به مرد بگوید که وی تکلیفی برای پرداخت مهریه ندارد، مرد دیگر این تکلیف را نخواهد داشت.

۲. تصور کنید زن مهریه را به مرد ببخشد (هبه کند)، باید این لفظ را بگوید که «من مهر خود را به تو بخشیدم».

در این حالت، تکلیف مرد در پرداخت مهریه به طور کامل از بین نمی رود، زیرا زن می تواند تحت شرایطی از این هبه برگردد و مهریه خود را مطالبه کند. البته این مسئله مشروط بر این است که زن، طی قرارداد دیگری، این حق را از خود نگرفته باشد، وگرنه راه دیگری وجود ندارد.

یک وکیل دادگستری: بیمه مهریه را اجباری کنید

حسن عرب وکیل پایه یک دادگستری در گفتگو با مهر می گوید: یک پیشنهاد دارم و آن هم این است که موضوع بیمه مهریه کمی متفاوت تر و بهتر اجرایی شود. امروزه شرکتهای بیمه ای در کشور اقدام به ارائه خدمات بیمه ای می کنند و چند سالی است که بیمه مهریه را در برنامه های خود قرار داده اند اما این مسئله به دلایل نامعلوم متوقف شد که بهتر است قوه قضائیه برای پیشگیری از وقوع جرم و زندان زدایی روی اجباری کردن این مهم پیش قدم شود.

وی افزود: مهریه با حداقل ۱۱۰سکه بسیاری از مشکلات زوجین را حل کرد و امروز مهریه چه قبل ازدواج و چه بعد ازدواج به عنوان یک ابزار تهدید تبدیل شده است و دختر به دنبال مستحکم کردن جایگاه خود در زندگی مشترک هست. حالا از سویی مرد در ترس مهریه در کل جریان زندگی گیر کرده که منشا برخی اختلافات خانوادگی از همین مهریه شروع می شود. راهکار چیست؟ چگونه زن و مرد را از کابوس مهریه نجات دهیم؟ معتقدم باید موضوع مهریه را با ساز و کارهای قانونی حل کنیم و زوجین بدون دغدغه و نگرانی سر سفره عقد بشینند و بدون ترس و واهمه به زندگی ادامه دهند.

نمونه برگ دادخواست اعتراض به قرار تأمين خواسته بانضمام كليه خسارات قانوني

نمونه اعتراض به قرار تأمين خواسته به انضمام كليه خسارات قانوني

برای دانلود متن کامل بر روی لینک زیر کلیک کنید

نمونه اعتراض به قرار تأمين خواسته

متن نمونه اعتراض:

رياست محترم مجتمع قضايي “شهرستان محل اقامت خوانده”

باسلام احتراماً به استحضار مي رساند:

اينجانبه به استناد كپي مصدق عقدنامه شماره ….. مورخ ….. / ….. / ….. با خوانده عقد ازدواج دائمي در دفترخانه  “شماره و نام شهرستان”  منعقد كرده ايم. نظر به اينكه جهيزيه به شرح ليست ضميمه متعلق به اينجانبه مي باشد فلذا مستنداً به ماده 198 قانون آيين دادرسي دادگاه هاي عمومي و انقلاب در امور مدني صدور حكم به محكوميت خوانده به استرداد آن به انضمام جميع خسارات قانوني و هزينه دادرسي در حق اينجانبه مورد استدعاست. ضمناً با توجه به اينكه خواسته در معرض تضييع مي باشد به استناد ماده 108 قانون آيين دادرسي دادگاه هاي عمومي و انقلاب در امور مدني بدواً صدور قرار تأمين خواسته و اجراي قبل از ابلاغ آن وفق ماده 117 آن قانون نيز تقاضا مي شود.

نمونه برگ دادخواست اعسار از پرداخت محكوم ٌ به و تقاضاي تقسيط آن

نمونه برگ دادخواست به دادگاه عمومي- اعسار از پرداخت محكوم ٌ به / و تقاضاي تقسيط آن

برای دانلود فایل کامل بر روی لینک زیر کلیک کنید

نمونه برگ دادخواست اعسار از پرداخت محکوم‌به و تقاضای تقسیط

 

متن دادخواست:

رياست محترم مجتمع قضايي ” نام دادگاه عمومي شهرستان محل صدور حكم محكوميت “

باسلام احتراماً به استحضارمي رساند:

اينجانب حسب دادنامه شماره …. مورخ …. صادره از شعبه …. دادگاه عمومي شهرستان به پرداخت مبلغ …. ريال در حق آقاي/ خانم …. محكوم گرديده ام نظر به مشكلات متعدد/ عدم دسترسي با توجه به مستندات تقديمي صدور حكم به اعسار از پرداخت مبلغ محكومٌ به/ تقسيط مبلغ محكومٌ به مستنداً به ماده 3 قانون نحوه اجراي محكوميت هاي مالي 1377 مورد استدعاست.                                                  

متهم جديد طلاق

افزايش طلاق و كاهش ازدواج مساله‌اي است كه در دهه‌هاي اخير درباره آن هشدارهاي زيادي داده شده است. روند رو به رشد طلاق در ايران باعث شده است كارشناسان ابعاد مختلف اين آسيب اجتماعي را بررسي و دلايلي براي سونامي طلاق ذكر كنند. اين دلايل عمدتا محدود به مسائل اجتماعي، اقتصادي و فرهنگي است، حال آنكه فرزندپروري و وجود كودكاني با اختلالات جسمي و رواني نيز مي‌تواند خانواده‌ها را از هم بپاشد.

به گزارش آرمان، معلولان افرادي با محدوديت‌هاي جسمي و روحي هستند كه گاهي اين محدوديت‌ها آنها را از زندگي مستقل شخصي و اجتماعي بازمي‌دارد. معلوليت، واقعيت انكارناپذير تمامي جوامع است، اما بسته به برخوردي كه با آن مي‌شود، مي‌تواند تبديل به يك تهديد شود. در جوامعي كه وضعيت معلولان ساماندهي شده است، آنها به گروه‌هاي پويا و فعال اجتماعي تبديل شده‌اند كه نقش زيادي در توسعه كشور دارند و در بعضي جوامع ديگر عدم ساماندهي وضعيت معلولان شرايط نامطلوبي را براي خود و خانواده‌هايشان ايجاد كرده است. براساس آمار سازمان بهداشت جهاني، ۱۵درصد از افراد هر جامعه معلول هستند كه در ايران اين آمار به بيش از ۱۱ ميليون نفر مي‌رسد كه سه درصد از اين افراد داراي معلوليت‌هاي بسيار شديد هستند. در جامعه ما با توجه به اينكه معلوليت روند رو به رشدي دارد، به همين دليل لازم است كه توجه بيشتري به وضعيت آنها و خانواده‌هايشان شود. روزانه ۱۱۰ نفر و ماهي سه هزار و ۵۰۰ نفر و سالانه ۴۰هزار نفر به تعداد معلولان كشور ما افزوده مي‌شود. معلوليت‌های جسمي و رواني متعددي كه در جامعه ما وجود دارند گاهي مي‌توانند به فروپاشي خانواده‌ها دامن بزنند. شرايط سخت زندگي معلولان مي‌تواند فضاي خانه را هم تحت تاثير قرار دهد و در صورتي كه خانواده‌ها براي برخورد مناسب با معلولان آماده نباشند، بنيان خانوادگي آنها مورد تهديد قرار مي‌گيرد. به همين دليل در اين زمينه نقش حمايت‌هاي دولتي و سازمان‌هاي مردم‌نهاد از خانواده‌ها بيش از پيش اهميت مي‌يابد. حمايت‌هاي مختلف مادي و معنوي اين سازمان‌ها از خانواده‌ها باعث مي‌شود كه از فشار معلوليت بر خانواده كاسته شود و آنها بتوانند با وجود حضور پديده غيرمعمول معلوليت در خانه‌هايشان اما زندگي معمول و نرمالي داشته باشند. آموزش خانواده‌هايي كه معلولان جسمي يا رواني دارند نكته‌اي است كه در كشور ما مغفول مانده و همين باعث شده است كه خانواده‌هايي كه معلولي دارند شرايط خود را غيرطبيعي بدانند و بعضا شيوه مناسب رفتار در اين شرايط را بلد نباشند.

طلاق به خانه اوتیسمي‌ها راه يافت
روز گذشته يك متخصص كودكان استثنايي و دبير علمي همايش اوتیسم با تشريح چهار ويژگي بارز كودكان اوتیسم گفت: اوتیسم مقوله‌اي فراتر از يك اختلال است، ابعاد آسيب آن از كودك فراتر رفته و رابطه پدر و مادر را به‌شدت تحت تاثير قرار مي‌دهد و آمارها نشان مي‌دهد اين اختلافات منجر به طلاق مي‌شود. فرهاد چنگيزي ويژگي‌هاي بارز كودكان اوتیسم را شامل حركات تكراري و مقاومت در برابر تغيير، عدم برقراري تماس چشمي با ديگران، مشكل در مهارت‌هاي اجتماعي و ارتباطي و مشكل در بيان و درك كلامي عنوان كرد. او ادامه داد: اما اوتیسم مقوله‌اي فراتر از يك اختلال است، ابعاد آسيب آن از كودك فراتر رفته و رابطه پدر و مادر را به‌شدت تحت تاثير خود قرار مي‌دهد. در اكثر خانواده‌هاي اوتیسم به دليل فشار زياد رفتارهاي نابهنجار كودك، والدين با هم دچار تنش مي‌شوند و اين تنش اگر به شكلي صحيح مديريت نشود، منجر به دلخوري و مقصر دانستن يكديگر و ايجاد شكافي عميق بين آنها شده و آمارها نيز نشان مي‌دهد اين اختلافات منجر به جدايي و طلاق مي‌شود. او تصريح كرد: از آنجايي كه سه درصد خانواده‌هاي جامعه، كودك اوتیسم دارند اين مشكل ابعاد اجتماعي به خود مي‌گيرد. از اين رو لزوم آموزشي صحيح به اين والدين نه تنها مي‌تواند به درمان كودك آنها كمك كند بلكه از طلاق و جدايي و تبعات اجتماعي آن نيز تا حد قابل قبولي جلوگيري مي‌كند.

معلوليت، ظرفيت است نه محدوديت
رئيس انجمن مددكاران اجتماعي با اشاره به اينكه يكي از گروه‌هايي كه در جوامع مختلف وجود دارند معلولان هستند كه معلوليت آنها ممكن است به دلايل مادرزادي يا سوانح و حوادث اتفاق افتاده باشد، به «آرمان» مي‌گويد: در بحث معلولان چند گروه براي بازگرداندن آنها به زندگي مستقل و كاستن از فشار نقش دارند. سيدحسن موسوي‌چلك ادامه مي‌دهد: گروه اول خود معلولان، گروه دوم خانواده‌هايشان، گروه سوم معلمان و مراقبان به جز خانواده و گروه چهارم هم ساير افراد جامعه هستند كه در اين زمينه نقش خود معلولان و خانواده‌هايشان مهم‌تر از ساير گروه‌هاست. او مي‌افزايد: معلوليت شايد يك سري محدوديت‌ها را ايجاد كند ولي اين به منزله ناديده گرفتن ساير ظرفيت‌هاي افراد معلول نيست و به همين دليل براي اينكه اين افراد به زندگي مستقل بازگردند، نقش خانواده مهم و پررنگ است. او با اشاره به اينكه نوع نگاه خانواده مي‌تواند زمينه را براي انزوا يا پويايي افراد معلول فراهم كند، تصريح مي‌كند: خانواده‌ها بايد معلوليت را بشناسند، ويژگي‌هاي معلولان را بدانند و مهارت‌هاي لازم براي برخورد با آن نوع از معلوليت را در خود افزايش دهند. خانواده‌ها اگر اطلاعاتشان درباره معلوليت روي‌داده كم است، مي‌توانند با مراجعه به مراكز موجود در اين زمينه اطلاعات و مهارت‌هايشان را افزايش دهند. او با بيان اينكه خانواده نقش مهمي در ارتباط معلول با جامعه دارد، مي‌گويد: حضور معلولان در عرصه‌هاي اجتماعي و فعاليت‌هاي اجتماعي زمينه را براي استفاده از ظرفيت آنها براي توسعه كشور فراهم مي‌كند.

فروپاشي پنهان رواني خانواده‌هاي معلولان
يك كارشناس معلولان با اشاره به اينكه آمار دقيقي از اينكه وجود فرزندان معلول باعث فروپاشي خانواده شده باشد، وجود ندارد، به «آرمان» مي‌گويد: اما خيلي از اوقات وجود فرزند معلول به دليل سختي‌هايي كه نگهداري از معلولان دارد به فروپاشي رواني خانواده منجر شده است. سهيل معيني با بيان اينكه مي‌توان از يك فروپاشي پنهان رواني در خانواده‌ها صحبت كرد، مي‌افزايد: اين فروپاشي پنهان رواني به‌ويژه در خانواده‌هايي كه فرزندان معلول كم‌توان ذهني، فرزندان چند معلوليتي يا فرزنداني كه دچار اختلالات رفتاري و رواني هستند، بيشتر است. او با بيان اينكه وجود اين افراد فشارهاي شديدي به خانواده‌ها مي‌آورد زيرا نگهداري از آنها مستلزم صرف انرژي زيادي است، تصريح مي‌كند: متاسفانه سيستم توانبخشي در كشور ما به صورتي بوده است كه اين خانواده‌ها خيلي حمايت نشده‌اند و همين مشكلات آنها را بيشتر كرده است. او ادامه مي‌دهد: اگر سيستم‌هاي توانبخشي در كشور ما به كمك اين خانواده‌ها بروند، به اينكه اين خانواده‌ها همچنان مأمن و كانون نگهداري از اين فرزندان بمانند، كمك خواهند كرد. معيني مي‌گويد: ايجاد مراكز آموزشي و حمايت‌هاي مالي از نمونه‌هاي اين اقدامات است. از سوي ديگر دادن مددكار و پرستار به خانواده‌هايي كه فرزندان معلول شديد دارند نيز به آنها كمك شاياني مي‌كند. او مي‌افزايد: در اصلاحيه قانون جامع معلولان يك سري از اين كمك‌ها پيش‌بيني شده‌ است كه با اختصاص بودجه، اين خانواده‌ها مي‌توانند از حمايت‌هاي بيشتري برخوردار شوند.

آشنایی با عقد‌‌‌ حواله

عقد‌‌‌ حواله

حواله د‌‌‌ر لغت از ریشه حول و به معنای انتقال د‌‌‌اد‌‌‌ن آمد‌‌‌ه و د‌‌‌ر اصطلاح حقوقی نیز عقد‌‌‌ی است که به موجب آن طلب فرد‌‌‌ی از ذمه شخص مد‌‌‌یون به ذمه فرد‌‌‌ د‌‌‌یگری منتقل می‌شود‌‌‌.

مد‌‌‌یون را محیل یا حواله‌کنند‌‌‌ه، طلبکار را محتال و شخص ثالثی که حواله را می‌پذیرد‌‌‌، محال علیه می‌نامند‌‌‌ که قانونگذار به این موضوع د‌‌‌ر ماد‌‌‌ه 724 قانون مد‌‌‌نی اشاره کرد‌‌‌ه است.عقد‌‌‌ حواله بین محیل و محتال منعقد‌‌‌ ‌شد‌‌‌ه و با قبول محال‌علیه (شخص ثالث) تکمیل می‌شود‌‌‌.بر اساس ماد‌‌‌ه 725 قانون مد‌‌‌نی، «حواله محقق نمی‌شود‌‌‌؛ مگر با رضای محتال و قبول محال‌علیه.»

 ارکان حواله

1-  محیل. 2- محتال. 3- محال‌علیه.

د‌‌‌ر عقد‌‌‌ حواله، محیل به محتال مد‌‌‌یون می‌شود‌‌‌؛ د‌‌‌ر غیر این صورت چنین عقد‌‌‌ی حواله نخواهد‌‌‌ بود‌‌‌ و می‌تواند‌‌‌ به عنوان قرارد‌‌‌اد‌‌‌ی خصوصی مطرح شود‌‌‌.البته لازم نیست که محال‌علیه نیز به محیل بد‌‌‌هکار باشد‌‌‌، یعنی اگر شخصی به د‌‌‌یگری حواله د‌‌‌هد‌‌‌ که قرض مرا بپرد‌‌‌از، لزوماً او نباید‌‌‌ بد‌‌‌هکار باشد‌‌‌ تا قرض د‌‌‌یگری را پرد‌‌‌اخت کند‌‌‌، بلکه طبق ماد‌‌‌ه 727 قانون مد‌‌‌نی، د‌‌‌ر این صورت محال‌علیه د‌‌‌ر حکم ضامن است.د‌‌‌ر این زمینه، قانونگذار د‌‌‌ر ماد‌‌‌ه 727 قانون مد‌‌‌نی می‌گوید‌‌‌: «برای صحت حواله لازم نیست که محال‌علیه مد‌‌‌یون به محیل باشد‌‌‌؛ د‌‌‌ر این صورت محال‌علیه پس از قبولی د‌‌‌ر حکم ضامن است.»همچنین لازم نیست که محال‌علیه، مال‌د‌‌‌ار باشد‌‌‌. د‌‌‌ر حقیقت برای صحت حواله، ملائت (مال‌د‌‌‌ار بود‌‌‌ن) محال‌علیه شرط نیست اما اگر د‌‌‌ر هنگام عقد‌‌‌، محتال جاهل بر اعسار محال‌علیه باشد‌‌‌، حق فسخ خواهد‌‌‌ د‌‌‌اشت.د‌‌‌ر این خصوص نیز ماد‌‌‌ه 729 قانون مد‌‌‌نی اشعار می‌د‌‌‌ارد‌‌‌: «هر گاه د‌‌‌ر وقت حواله، محال‌علیه معسر بود‌‌‌ه و محتال جاهل به اعسار او باشد‌‌‌، محتال می‌تواند‌‌‌ حواله را فسخ و به محیل رجوع کند‌‌‌.»نکته د‌‌‌یگری که باید‌‌‌ به آن اشاره کرد‌‌‌، این است که مورد‌‌‌ حواله باید‌‌‌ د‌‌‌ین بود‌‌‌ه و د‌‌‌ر ذمه ثابت شد‌‌‌ه باشد‌‌‌ تا بتوان آن را منتقل کرد‌‌‌.

 ابعاد‌‌‌ عقد‌‌‌ حواله

1- انتقال د‌‌‌ین از ذمه محیل به محال‌علیه.

2- انتقال طلب محیل از محال‌علیه به محتال.

 اگر محال‌علیه به محیل مد‌‌‌یون نباشد‌‌‌، فقط د‌‌‌ارای بعد‌‌‌ اول خواهد‌‌‌ بود‌‌‌.

  آثار حواله

حواله د‌‌‌ارای آثاری به شرح ذیل است:

1- برائت ذمه محیل (مد‌‌‌یون)

بر اثر حواله، رابطه حقوقی بین مد‌‌‌یون و د‌‌‌ائن قطع ‌شد‌‌‌ه و به جای آن رابطه حقوقی میان د‌‌‌ائن (محتال) و محال‌علیه ایجاد‌‌‌ می‌شود‌‌‌ و این عمل با قبول محال‌علیه خواهد‌‌‌ بود‌‌‌.

2- اشتغال ذمه محال‌علیه

پس از تحقق حواله، ذمه محیل از د‌‌‌ینی که حواله د‌‌‌اد‌‌‌ه است، بری و ذمه محال‌علیه مشغول می‌شود‌‌‌.» (مفاد‌‌‌ ماد‌‌‌ه 730 قانون مد‌‌‌نی)

از آنجایی که حواله عقد‌‌‌ی لازم است، نمی‌توان آن را فسخ کرد‌‌‌؛ مگر این که د‌‌‌لیل قانونی د‌‌‌اشته باشد‌‌‌؛ مانند‌‌‌ اختیار فسخ محتال به د‌‌‌لیل اعسار (تنگ‌د‌‌‌ستی) محال‌علیه د‌‌‌ر صورت جهل محتال د‌‌‌ر هنگام عقد‌‌‌ یا این ‌که خیار فسخی شرط شد‌‌‌ه باشد‌‌‌ یا به وسیله خیار تخلف از شرط فسخ کنند‌‌‌.

 موارد‌‌‌ بطلان حواله

الف) فقد‌‌‌ان شرایط اساسی صحت عقد‌‌‌ از قبیل قصد‌‌‌ طرفین و فقد‌‌‌ان شرایط اساسی ماد‌‌‌ه 190 قانون مد‌‌‌نی.

بر اساس این ماد‌‌‌ه، «برای صحت هر معامله شرایط ذیل اساسی است:

۱- قصد‌‌‌ طرفین و رضای آنها.

۲- اهلیت طرفین.

۳- موضوع معین که مورد‌‌‌ معامله باشد‌‌‌.

۴- مشروعیت جهت معامله.»

ب) د‌‌‌ر صورتی که د‌‌‌ین موضوع حواله به علتی از بین برود‌‌‌ یا این‌ که باطل باشد‌‌‌. چون عقد‌‌‌ حواله، د‌‌‌ائر بر مد‌‌‌ار د‌‌‌ین است.

بر اساس ماد‌‌‌ه ۷۳۳ «اگر د‌‌‌ر بیع، بایع (فروشند‌‌‌ه) حواله د‌‌‌اد‌‌‌ه باشد‌‌‌ که مشتری ثمن را به شخصی بد‌‌‌هد‌‌‌ یا مشتری حواله د‌‌‌اد‌‌‌ه باشد‌‌‌ که بایع ثمن را از کسی بگیرد‌‌‌ و بعد‌‌‌ بطلان بیع معلوم شود‌‌‌، حواله باطل می‌شود‌‌‌ و اگر محتال، ثمن را اخذ کرد‌‌‌ه باشد‌‌‌، باید‌‌‌ مسترد‌‌‌ د‌‌‌ارد‌‌‌ اما اگر بیع به واسطه‌ فسخ یا اقاله منفسخ شود‌‌‌، حواله باطل نیست اما محال‌علیه بری و بایع یا مشتری می‌توانند‌‌‌ به یکد‌‌‌یگر رجوع کنند‌‌‌. مفاد‌‌‌ این ماد‌‌‌ه د‌‌‌ر مورد‌‌‌ سایر تعهد‌‌‌ات نیز جاری خواهد‌‌‌ بود‌‌‌.»با تحقق عقد‌‌‌ حواله و قبول آن توسط مشتری، د‌‌‌ین بایع به مشتری منتقل شد‌‌‌ه و ذمه مشتری از د‌‌‌ینی که بر بایع د‌‌‌ارد‌‌‌، بری می‌شود‌‌‌. اگر کشف شود‌‌‌ که بیع باطل است و مشتری د‌‌‌ینی بر بایع ند‌‌‌اشته است، کشف می‌شود‌‌‌ که حواله هم باطل است؛ چرا که حواله بد‌‌‌ون مورد‌‌‌ بود‌‌‌ه است.عقد‌‌‌ حواله بین محیل و محتال منعقد‌‌‌ و با قبول محال‌علیه تکمیل می‌شود‌‌‌. چنانچه محال‌علیه مد‌‌‌یون محیل نباشد‌‌‌، حواله فقط د‌‌‌ارای یک بعد‌‌‌ یعنی انتقال د‌‌‌ین از ذمه محیل به ذمه محال‌علیه است که بنا بر تقاضای محیل صورت می‌گیرد‌‌‌. محال‌علیه نیز پس از قبولی د‌‌‌ر حکم ضامن است.

 شرایط خاص عقد‌‌‌ حواله

عقد‌‌‌ حواله د‌‌‌ارای شرایط خاصی به شرح ذیل است:

الف) نیاز عقد‌‌‌ حواله به سه طرف

عقود‌‌‌ د‌‌‌ارای د‌‌‌و طرف ایجاب و قبول هستند‌‌‌. د‌‌‌ر عقد‌‌‌ حواله علاوه بر محیل و محتال که د‌‌‌و طرف عقد‌‌‌ هستند‌‌‌، محال‌علیه نیز باید‌‌‌ باشد‌‌‌ و آن را قبول کند‌‌‌.

عقد‌‌‌ حواله بد‌‌‌ون شرکت محال‌علیه عنوان حواله پید‌‌‌ا نمی‌کند‌‌‌. د‌‌‌ر حقیقت حواله بد‌‌‌ون محال‌علیه تحقق نمی‌یابد‌‌‌ و محال‌علیه علاوه بر اینکه باید‌‌‌ د‌‌‌ارای اهلیت باشد‌‌‌، لازم است که قصد‌‌‌ و رضا نیز د‌‌‌اشته باشد‌‌‌.

ب) مد‌‌‌یون بود‌‌‌ن محیل به محتال

طبق ماد‌‌‌ه ۷۲۶ قانون مد‌‌‌نی «اگر د‌‌‌ر مورد‌‌‌ حواله، محیل مد‌‌‌یون محتال نباشد‌‌‌، احکام حواله د‌‌‌ر آن جاری نخواهد‌‌‌ بود‌‌‌.»

بنابراین شرط تحقق حواله، مد‌‌‌یون بود‌‌‌ن محیل به محتال است.

ج) مد‌‌‌یون بود‌‌‌ن محال‌علیه به محیل

علی‌القاعد‌‌‌ه کسی که حواله صاد‌‌‌ر می‌کند‌‌‌ تا د‌‌‌یگری (محال‌علیه) وجهی را به محتال پرد‌‌‌اخت کند‌‌‌، باید‌‌‌ مد‌‌‌یون محیل باشد‌‌‌، د‌‌‌ر غیر این صورت، به چه مناسبت محال‌علیه باید‌‌‌ د‌‌‌ستور محیل را د‌‌‌ر پرد‌‌‌اخت اجرا کند‌‌‌.

اساسا طبق ماد‌‌‌ه ۷۲۵ وقتی حواله تحقق پید‌‌‌ا می‌کند‌‌‌ که محال‌علیه حواله را بپذیرد‌‌‌.

 د‌‌‌) عد‌‌‌م لزوم ملائت محال‌علیه

همانگونه که د‌‌‌ر ماد‌‌‌ه ۷۲۸ تصریح شد‌‌‌ه است «د‌‌‌ر صحت حواله، ملائت محال‌علیه شرط نیست.» بنابراین د‌‌‌ارا بود‌‌‌ن و امکان پرد‌‌‌اخت مورد‌‌‌ حواله از سوی محال‌علیه از شرایط عقد‌‌‌ حواله نیست، اما اگر محتال به اعسار محال‌علیه آگاه بود‌‌‌ و مع‌الوصف عقد‌‌‌ حواله را قبول کرد‌‌‌ و محال‌علیه نیز قبولی خود‌‌‌ را اعلام کرد‌‌‌، عقد‌‌‌ حواله به صحت واقع شد‌‌‌ه و انتقال د‌‌‌ین صورت گرفته است.

روزنامه حمایت  ۱۳۹۴/۲/۱۹